از اشعار بدرالدین جاجرمی در نعت پیامبر اسلام (ص):

           ای صدر ایوان رسل، و ای شمع جمع انبیا          خورشید برج سلطنت، جمشید تخت کبریا

           طه و یس نام تو، انا فتحنا کام تو                    اجرام یکسر رام تو، ای آفرینش را بها

            هم صدر و بدر عالمی، هم تاج و فخر آدمی      هم انبیا را خاتمی، هم مجتبی هم مصطفی

            احکام تو حبل المتین، حاجت ترا روح الامین    ای رحمة للعالمین، هستی امام انبیا

            روی تو ماه انورست، رای تو شمع خاورست     خلق تو عین کوثرست، دست تو دریای عطا

            جنت سرای یار تو، رضوان امانت دار تو           ای از گل رخسار تو، فردوس اعلی را صفا ….

gif (2)

بَدرالدین جاجَرمی
 يکي از مشاهير و شاعران پر آوازه تاريخ شهر جاجرم در خراسان شمالي ، ملک الشعرا بدرجاجرمي است،که به بدرالدين هم شهرت دارد ، ملک الشعراءِ بدر الدين جاجرمي در قرن هفتم هجري قمري و در زمان زندگاني بزرگ شاعر ايران زمين مصلح الدين سعدي شيرازي و خواجه مجدالدين همگر فارسي مي زيسته است.
بَدرالدین جاجَرمی
بَدرالدین جاجَرمی
به گزارش پایگاه خبری جاجرم، ملک الشعرا بدرالدین بن عمر جاجرمی ، مشهور به بدر جاجرمی، از شاعران قرن هفتم هجری قمری است که در شهر جاجرم دیده به جهان گشود. از تاریخ تولّدش اطلاعی در دست نیست. تحصیلاتش در شعر و ادب را در خراسان بزرگ گذراند و سپس به امید خدمت و برخورداری از حمایت خاندان جوینی، نزد بهاءالدین محمد بن شمس الدین محمد جوینی (متوفی ۶۷۸) حاکم اصفهان و عراق رفت و در شهر اصفهان سکونت گزید و تا پایان عمرش در آن شهر ماند. از آنجا که خاندان جوینی ، خراسانی الاصل و متعلق به ولایت جوین ، همسایه و نزدیک شهر جاجرم بود، این موضوع در رفتن و خدمت کردن بدرالدین جاجرمی به خاندان جوینی تاثیر داشته است. در اصفهان با مجدالدین بن همگر شیرازی و امامی هروی آشنایی و معاشرت داشت و به نظر می رسد که از محضر مجدالدین همگر که در سن و مرتبه شاعری بر وی مقدم بود، استفاده برد و شاید به همین دلیل است که تذکره نویسان وی را شاگرد مجدالدین همگر ذکر کرده اند .

    بدرالدین جاجرمی نزد خواجه بهاالدین محمد جوینی مقامی والا داشته و مورد احترامش بود طوری که لقب ملک الشعرایی یافت و این شاید به دلیل توانمندی وی در صنایع ادبی بود . بدر جاجرمی استعداد خاصی در سرودن انواع شعر از جمله قصیده، غزل، قطعه، رباعی و سایر فنون ادبی داشت . قصیده ای را که ابوالفتح بستی به فارسی در مدح خواجه بهاءالدین محمد فرزند خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان سروده بود، بدرالدین این شعر را بدون نقطه سروده ، که نشانه توان و تسلط وی در ادبیات و فنون شعری است ابیاتی از این قصیده:

                     که کرد کار کرم مردوار در عالم          که کرد اساس مکارم ممهد و محکم

                    عماد عالم عادل سوار ساعد ملک         اساس طارم اسلام سرور عالم

ملک علو و عطارد علوم و مهر عطا      سماک رمح و اسد حمل و هلال علم

سرور اهل محامد هلاک عمر عدو       سر ملوک و دلارام ملک و اصل حکم

                    کلام او همه سحر حلال در همه حال    مراد او همه اعطاء مال در هر دم

                    دل مطهّر او همدم کلام و علام            دم مکرّم او مورد صلاح امم

                   رسوم معرکه او کرده حکم عالم رد        سموم حمله او کرده کار اعدا کم

هم او و هم دل او دار عدل را معمار     هم او و هم دم او درد ملک را مرهم

       پس از درگذشت خواجه بهاالدین در سال ۶۷۸ هجری، بدرالدین جاجرمی تعلق خاطر به این خاندان را حفظ کرد و تا سال ۶۸۳ هجری که خواجه بزرگ شمس الدین محمد صاحب دیوان به دست مغولان کشته شد در خدمت خاندان جوینی بود. وی در مرگ خواجه بهاءالدین و پدرش شمس الدین مرثیه سوزناکی سروده است. نمونه ای از اشعارش در مرگ خواجه بزرگ شمس الدین:

                   ای دل ار چشم خردداری قریر             در نگر، از حال صاحب پند گیر

                  هم ندید و هم نبیند تا به حشر              چشم گردون در جهان چون او وزیر

                 در جهان خیرات او بیش است از آنک      آید اندر وهم گنجد در ضمیر

                 شد شهید آن خواجه راد سعید               زلتش را ای خدای بر وی مگیر

                 صاحب دیوان اعظم کز شرف                مهر تاجش بود و گردونش سریر

                گر صفا یابد ز مهر فضل حق                  بدر جاجرمی شود مهری منیر

     بیشتر قصاید وی در مدح بهاءالدّین جوینی است ، اما قصایدی هم در ستایش شمس الدّین محمد صاحب دیوان ، پدر بهاءالدین ، و برادرش عطاملک جوینی دارد. جاجرمی عربی می دانست و از دیوان شعر عربی سود می جست . کمال قدرت بدرالدین در شرح قصیده ابوالفتح بستی که معروف به «الحکم» است،معلوم می شود. وی آن قصیده را که مطلعش این است: «زیادة المرء فی دنیا نقصان و ربحه غیر محض الخیر خسران» به نظم ترجمه کرد و هر بیتی را به بیتی برگردانده است و این نهایت قدرت شاعری و استعداد وی را می رساند:

              هر کمالی که ز دنیاست همه نقصان است      سود کز بهر نکویی نبود خسران است

             تو همان بهره که یابی چو ثباتش نبود            کم شمر از ره معنی که حقیقت آن است

     مجموع ابیاتی که از بدرالدین جاجرمی به جای مانده، حدود چهار هزار بیت است که بیشتر آنها قصیده، غزل، قطعه، رباعی و مدایح در وصف مخدومان خویش است و فرزندش محمّد جاجرمی آنها را در کتاب مونس الاحرار فی دقایق الاشعار گرد آورده است. مضامین این اشعار غالباً توحید، نعت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، مدح ، مرثیه و مادّه تاریخ تولدها و وفات ها است . ظاهراً بدر جاجرمی با طب و نجوم آشنایی داشته ، چنانکه ۲۳۲ بیت درباره اختلاجات اعضا (جهیدن، تکان خوردن، پریدن های اعضای بدن ) و اختیارات قمر سروده است.

     شیوه شاعری بدرالدین جاجرمی متکلّفانه و کوشش شاعر پیوسته بر آن است که صنایع شعری نظیر متشابه، متقاطع، تسمیط، تجنیس، توشیح، ردّالصدر و ردّالعجز و غیره را در آن بگنجاند. وی خود را در این شیوه سرآمد معاصران شمرده و به آن افتخار می کرد و در این صنایع شعری نیز بسیار ماهر بود. به کارگیری صناعات ادبی بسیار، شعر وی را از لطافت و جاذبه های ادبی عاری ساخته است . سبک قصایدش متأثّر از شعر شاعران خراسانی اواخر قرن ششم هجری است. بدرالدین جاجرمی در ۶۸۶ق چند ماه پس از مرگ استادش مجد همگر در اصفهان چشم از جهان فروبست. بعضی از تذکره نویسان شرح حال بدر جاجرمی را به اشتباه با شرح حال بدرچاچی درآمیخته اند، شاید سبب این اشتباه، شباهت نام این دو شاعر بوده است.پسر بدرالدین جاجرمی یعنی  محمد نیز مانند پدر به شعر و شاعری روی آورد و در کتاب معروف «مونس الاحرار فی دقایق الاشعار» به معرفی شاعران معاصر خود و پدرش پرداخته است.