زدل دعا کردن

رازو نیاز, راز و نیار با خدا, راز و نیاز کردن

خوشا به نيمه شبى با خدا صفا كردن

زبان حال گشودن زدل دعا كردن

تمام لذّت عالم نمى رسد قدرش

به يك دقيقه مناجات، با خدا كردن

به صد هزار قبولى عمره مى ارزد

به دهر يك گره از كار خلق وا كردن

به ادّعا نتوان برد بهره اى فردا

كه بهره از عمل آيد نه ادّعا كردن

در اين سراى دو در، از درى درآ اى دوست

كه حاجتى بتوان از كسى روا كردن

براى جلب رضاى خدا بكوش اى دل

كه مشكل است خدا را زخود رضا كردن

به زرق و برق زر اى دل مناز، مى بازى

كه كار زر، بود از حق تو را جدا كردن

بهشت برگ عبورش محبّت مولاست

خوشا به حبّ على دورى از خطا كردن

 

مناجات با خدا,درد و دل با خدا

بسم الله الرحمن الرحیم……

الهی…بک عرفتک…تو را با تو شناختم و برایت می خوانم….
می خوانم توئی را که هر وقت می خوانمت اجابتم می کنی و چه بسیار لحظه هایی که خواندی مرا و کاهلی کردم…

می ستایم توئی را که تنها کسی هستی که ناله های تمنایم را میشنوی….
می ستایم توئی را که تنها کسی هستی که چشم امیدم به سویش است….
می ستایم توئی را که گرامیم داشتی,به غیرم وانگذاشتی تا خوارم کنند,دوستم داشتی….
می ستایم تو را و صبرت را بر تمام خطاهایم…

الهی….همه ی کائنات به گرد تو می گردند,چشم امیدشان به سوی تو می گرید,”یا رب” “یا رب” گفتنشان,”الغوث” “الغوث” خواندنشان, می دانم که می شنوی….
می دانم که می بینی پریشان خاطریمان را,آشفته حالیمان را….
می دانم که مراقبمان هستی…..

خدایا…می جویم تو را,به درگاهت استغاثه می کنم,به تو پناه می آورم,متوسلت می شوم تا بگویم: لایقش نیستم اما…. ببخش مرا…

لا رب لی غیرک….لا اله الا انت…..وحدک لا شریک لک….

می خوانمت با زبانی لال شده از فرط گناه,با دلی هلاک شده از شدت خطا… با حالی
هراسان….ترسان….مشتاق….امیدوار….
می بینی حالم را؟ زار می زنم از همه ی گناهانم و امید دارم به احسانت….

مرا و نا له هایم را بشنو….کردارم زشت است,عفوی هدیه فرما….
رفتارم ناپسند است,مواخذه مفرما…منت گدار و رحمتی عطا فرما……
رحمتی به وسعت صفت رحمانیت……

یا ارحم الراحمین…….

دست نوشته های دکتر شریعتی

 

خدایا ! عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.

 

خدایا ! به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن

 

خدایا! رشد عقلی و عملی ، مرا از فضیلت ِ تعصب ، احساس و اشراق محروم نسازد

 

خدایا ! مرا همواره آگاه و هوشیار دار ، تا پیش از شناخت ِ درست و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

 خدایا ! شهرت ،منی را که می خواهم باشم ، قربانی منی که می خواهند باشم نکند

 

خدایا ! خود خواهی را چنان در من بکش که خود خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم

 

خدایا ! مرا در ایمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم

 

خدایا ! به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای ستیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم

 

خدایا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان

 

اضطراب های بزرگ، غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن

 

لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و درد های عزیز بر جانم ریز.

 

خدایا! مگذار که آزادی ام اسیر پسند عوام گردد….که دینم در پس وجهه ی دینیم دفن شود…که عوام زدگی مرا مقلد تقلید کنندگانم سازد..که آنچه را حق می دانم بخاطر اینکه بد می دانند کتمان کنم

 

خدایا ! به من توفیق تلاش در شکست..صبر در نومیدی..رفتن بی همراه..جهاد بی سلاح..کار بی پاداش..فداکاری در سکوت..دین بی دنیا..خوبی بی نمود…دین بی دنیا…عظمت بی نام… خدمت بی نان..ایمان بی ریا…خوبی بی نمود…گستاخی بی خامی…مناعت بی غرور..عشق بی هوس ..تنهایی در انبوه جمعیت…ودوست داشتن بی آنکه دوست بداند…روزی کن

 

خدایا ! آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز

تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد

وآنگاه از پس توده ی این خاکستر

لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی

شسته از هر غبار طلوع کند.

 

خدایا! مرا از چهار زندان بزرگ انسان :«طبیعت»، «تاریخ» ،«جامعه » و«خویشتن» رها کن ، تا آنچنان که تو ای آفریدگار من ، مرا آفریدی ، خود آفرید گار خود باشم، نه که چون حیوان خود را با محیط که محیط را با خود تطبیق دهم.

 

خدایا ! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.

 

                                                      خدای من!

        اگر گناه از بنده زشت است، عفو كه از سوی تو زیباست

                                       معبودا

به قدرتت، كه به سویم چشم بگردان. با ابر بردباریت بر بیكران دشت گناهانم بگذر.