فارسی3

ستایش: ملکا ذکر تو گویم
در این مناجات، بیشتر به برشمردن صفات خداوند توجه شده است.

کاربرد «تو» و «ی» ضمیر مفرد مخاطب در ابیات، صداقت و صمیمیتی در شعر ایجاد کرده است.

۱- ملکا ذکر تو گویم که تو پاکیّ و خدایی             نروم جز به همان ره که تو ام راهنمایی

ملکا: استعاره از خداوند ( خداوند به پادشاه سرزمین وجود تشبیه شده است ) ذکر: یادکردن، در اینجا ستایش

مصراع دوم را می توان به دو شکل خواند: الف- جز به راهی که تو به من نشان می دهی، نمی روم.

ب- جز به راهی که تو راهنمای من هستی، نمی روم.

ک: حرف ربط ( حرف پیوند ) خدایی، نمایی، سزایی، ثنایی…..: واژه های قافیه

*** خدایی با راهنمایی نیز می تواند قافیه قرار گیرد.

تلمیح: تو پاکی، یادآور ذکر سبحان الله مصرع دوم، یادآور آیة اهدنا الصراط المستقیم

معنی بیت: خدایا تو را به یاد می آورم ( ستایش می کنم ) زیرا تو پاک و خدای من هستی. جز به همان راه ( صراط مستقیم ) که تو مرا راهنمایی کنی، نمی روم. ( جز به راهی که تو راهنمایم هستی، نمی روم )

۲- همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم        همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

فضل: بخشش پویم : طلب می کنم سزایی: سزاوار و شایسته هستی

واژة « همه » در این بیت « قید تاکید » است و به معنای « فقط » به کار رفته است.

– این بیت بر توحید و ترک هرچه جز خداست، تکیه دارد.

– این بیت، قافیة میانی و جناس دارد. جویم، پویم، گویم

مفهوم: تاکید بر توحید و ترک هرچه غیر خداست. ایاکَ نَعبُدُ و ایّاکَ نَستَعین.

معنی بیت: فقط درگاه تو را جستجو می کنم (به درگاه تو روی می آورم) و تنها فضل و بخشش تو را طلب می کنم. فقط تو را به یگانگی می ستایم، زیرا تو شایستة توحید هستی.

۳- تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی       تو نمایندة فضلی، تو سزاوار ثنایی

این بیت، اوج شور و هیجان و شوق است و از آرایة تنسیق الصفات برخوردار است.

بین کلمات حکیمی، عظیمی، کریمی، رحیمی: قافیة درونی و جناس وجود دارد.

نماینده: انجام دهنده ، رساننده واج آرایی مصوت بلند « ی » ثنا: ستایش سزاوار: شایسته

معنی بیت: تو دانا، بزرگ، بخشنده و مهربانی. تو بخشنده و بنده نواز هستی و شایستة ستایشی.

ارتباط معنایی دارد با:

من نکردم خلق تا سودی کنم / بلکه تا بر بندگان جودی کنم

۴- نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی        نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

وهم، فهم: جناس ناقص اختلافی واج آرایی « ن » وهم: گمان، خیال شبه: شبیه، مانند

معنی مصرع اول، یادآور این سخن حضرت علی (ع) است:

هوالّذی لایُدرِکُهُ بُعدالهِمَمِ و لایَنالُهُ غوصُ الفِطَن. نهج البلاغه / 7

« خدایی که همت های دورپرواز، او را ادراک نمی توانند کرد و تعمّق و هوش ها، وی را درنتواند یافت.»

معنی مصرع دوم تلمیح دارد به آیة « لَیسَ کَمثلِهِ شی ء » ( چیزی شبیه او نیست )

معنی بیت: خداوندا! زبان ها در توصیف تو ناتوانند زیرا تو در عقل و اندیشة محدود آدمی، نمی گنجی. شبیه و نظیری هم برای تو نمی توان یافت زیرا تو حتی در خیال و گمان ما درنمی آیی.

این بیت، بیانگر عجز شاعر در وصف خداست و با بیت های زیر ارتباط معنایی دارد:

– تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند / به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

– از او هرچه بگفتند از کم و بیش / نشانی داده اند از دیدة خویش

– نه بر اوج ذاتش پَرَد مرغ وهم / نه در ذیلِ وصفش رسد دست فهم

– نه ادراک در کُنهِ ذاتش رسد / نه فکرت به غور صفاتش رسد

– نه در ایوان قُربش وهم را بار / نه با چون و چرایش عقل را کار

– هیچ دل را به کُنهِ او ره نیست / عقل و جان از کمالش آگه نیست

۵- همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی           همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی

جزا: در بار معنایی مثبت یعنی پاداش به کار رفته است. عزّ و جلال: تناسب (مراعات نظیر)

تلمیح: مصراع اول به دو صفت عظمت و حکمت الهی اشاره دارد. (بیان صفات ثبوتیة خداوند)

همه: در این بیت بهتر است به معنی « سراسر و سراپا» در نظر گرفته شود.

مصرع دوم تلمیح است: اللهُ نورالسموات والارض جود: بخشش واج آرایی «ی»

معنی بیت: خداوندا! سراسر بزرگی و جلال هستی و سراسر علم و یقین هستی. سراسر نور و شادمانی، بخشش و پاداش هستی.

۶- همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی     همه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی

غیبی، عیبی: جناس بیشی، کمی: تضاد بکاهی، فزایی: تضاد

مصرع اول تلمیح دارد به دو صفت « عالم الغیب» و « ستّار العیوب » بودن خداوند تعالی.

مصرع دوم تلمیح دارد به آیة « تُعزُّ مَن تشاء و تُذلُّ مَن تشاء »

همه: صفت مبهم است، زیرا همراه اسم آمده است. ( همه غیبی … ) بیت، ترصیع دارد.

معنی بیت: خداوندا! همة امور پنهان ما را می دانی( عالم الغیب هستی ) و همة عیب های ما را از نظر دیگران می پوشانی (ستارالعیوب هستی ) و همة کم و زیاد شدن­ها به دست توست.

۷- لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید       مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

این بیت، مرحلة « طلبِ مغفرت » از تحمیدیّه را در خود دارد.

لب و دندان: مراعات نظیر و مجاز از همة وجود آتش، دوزخ: مراعات نظیر

مگر: شبه جمله به معنی « امید است » ، « شاید » همه: قید تاکید

« ش » در « بودش » نقش متممی دارد. این بیت تکرار و تاکیدِ توحید است.

معنی بیت: سنایی با تمام وجود تو را به یگانگی می ستاید. امید است که برای او از آتش دوزخ رهایی باشد.

ارتباط معنایی دارد با این بیت سعدی:

– خود نه زبان در دهان عارف مدهوش / حمد و ثنا می کند، که موی بر اعضا

================================

ستایش: ملکا ذکر تو گویم

۱- ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توأم راهنمایی

قلمرو زبانی: ملک: پادشاه، نقش “منادا” / ذکر: یاد / مرجع ضمیر “تو”: خداوند / توأم: جهش ضمیر / قلمرو ادبی: قالب شعر: غزل / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن، (رشته انسانی).

جمله پایانی به دو صورت معنی می‌گردد:

۱- که تو راهنمای من هستی [ تو: نهاد / راهنما: مسند/ ام(من): مضاف الیه / یی: مخفف”هستی”]

۲- که تو به من راه را نمایی (نشان دهی ) [تو: نهاد/ ام(من): متمم/ راه: مفعول/ نمایی: فعل]

بازگردانی: ای پادشاه (خداوندا) نام تو را بر زبان می‌آورم؛ زیرا تو پرورگار پاک هستی. فقط در راهی که تو به من نشان می‌دهی گام می‌گذارم.

پیام: یادکرد خداوند

۲- همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم / همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

قلمرو زبانی: همه: فقط، تنها / درگاه: بارگاه / جستن: جستجو کردن (بن ماضی: جست، بن مضارع: جو) / فضل: بخشش، کرم / پوییدن: تلاش، رفتن، حرکت به سوی مقصدی برای به دست آوردن و جست و جوی چیزی / توحید: یکتایی / سزا: سزاوار و شایسته (بن ماضی: سزید، بن مضارع: سز)  / قلمرو ادبی: جویم، پویم، گویم: جناس ناهمسان / سجع / همه، تو: تکرار، واژه آرایی / واج آرایی: تکرار صامت “ت”

بازگردانی: فقط بارگاه تو را جست وجو می‌کنم. تنها در پی فضل و بخشش توام. فقط توحید و یگانگی تو را بر زبان می‌آورم؛ زیرا که تو سزاوار توحید و یگانگی هستی.

پیام: یادکرد صفات خداوند

۳- تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی / تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی

قلمرو زبانی: حکیم: دانا به همه چیز، دانای راست کردار / عظیم: سترگ / کریم: بخشنده، بزرگ منش / رحیم : بسیار مهربان / نماینده: نشان دهنده،. نشانه، نماد / ثنا: ستایش، سپاس(هم آوا: ثنایی، سنایی) / قلمرو ادبی: تو: تکرار / واج آرایی: تکرار صامت “ت” و مصوت‌های “و” و “ی”

بازگردانی: تو حکیم و بزرگ و بخشنده هستی.تو دارای فضل و بخشش بی نهایت و سزاوار حمد و ستایش می‌باشی.

پیام: یادکرد صفات خداوند

۴- نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

قلمرو زبانی: وصف: توصیف / فهم: درک، دریافت / شبه: مانند / وهم: گمان، پندار، خیال / قلمرو ادبی: آرایه “موازنه “، رشته انسانی / فهم، وهم: جناس ناهمسان / جمله “نتوان شبه تو گفتن “: تلمیح به “لیس کمثله شیء”

بازگردانی: توصیف تو را نمی‌توانم برشمرد؛ زیرا در فهم و ادراک محدود انسان نمی‌گنجی. نمی‌توان مانندی برایت آورد؛ زیرا تو حتی به وهم و خیال نیز در نمی‌آیی.

پیام: وصف ناپذیری خداوند

۵- همه عزّی و جلالی همه علمی و یقینی / همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

قلمرو زبانی: همه: فقط، سراسر ‌/ عزّ: عزیز شدن، ارجمندی / جلال:  بزرگواری، شکوه، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد / یقین: امری که واضح و ثابت شده باشد / سرور:  شادی، خوشحالی / جود: بخشش، سخاوت، کرم / جزا: پاداش کار نیک / قلمرو ادبی: ترصیع، رشته انسانی  / همه: تکرار / واج آرایی: تکرار مصوت “ای” و مصوت کوتاه “و”

بازگردانی: تو تمامی عزّت و بزرگواری و علم و یقین و نور و شادمانی و بخشش و پاداش هستی.

پیام: یادکرد صفات خداوند

۶- همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی /  همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی

قلمرو زبانی: غیبی: پنهان / غیبی، عیبی: جناس ناهمسان /  همه غیبی تو بدانی: اشاره به “عالم الغیب”بودن خداوند / پوشیدن: پوشاندن (فعل دووجهی) / همه عیبی تو بپوشی: اشاره دارد به “ستار العیوب ” بودن خداوند / بیشی: افزونی. زیادی / بکاهی: از مصدر “کاستن”: کم کنی(بن ماضی: کاست، بن مضارع: کاه)  / فزایی: بیفزایی. زیاد و افزون کنی / قلمرو ادبی:  بیشی، کمی: تضاد  / بکاهی، فزایی: تضاد /  ترصیع، رشته انسانی  / همه، تو: تکرار / تلمیح به آیه ” تعزّ من تشاء وتذلّ من تشاء”(خداوند)هر که را بخواهد عزیز می‌گرداند وهر که را بخواهد ذلیل) / واج آرایی: تکرارمصوت”ای”

بازگردانی: (خداوندا) تو به تمام امور غیبی و ناپیدا آگاه هستی و همه عیب‌ها را می‌پوشانی. کم و زیاد شدن‌ها به دست توست.

پیام: دانایی و پرده پوشی خداوند

۷- لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید / مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

قلمرو زبانی: مرجع “ش” در “بودش”: سنایی (جهش ضمیر) / بود: باشد (بن ماضی: بود، بود: بو) / قلمرو ادبی: لب و دندان: تناسب، مجاز از “کل وجود”/  سنایی: نام هنری سراینده / مگر: ایهام، امید است، شاید / آتش، دوزخ: تناسب / / روی: چاره، امکان، راه، ایهام تناسب

بازگردانی: همه وجود سنایی یگانگی تو را می‌گویند. امید است (شاید) برای او (سنایی) از آتش دوزخ [راه]رهایی باشد.

پیام: ستایش خداوند

حکیم سنایی غزنوی (۴۷۳-۵۴۵ قمری)

==================================

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی3
40سوال تستی درس اول فارسی3 علوم انسانی

آزمون فارسی (3) پایه دوازدهم دبیرستان حضرت زهرا (س) | درس 1: شکر نعمت https://gama.ir/downloader/35995_Gama.ir_Q_u0SAtz.pdf 15سوال تستی آمادگی کنکور سراسری درس ششم فارسی (3) دوازدهم  درس 1: شکر نعمت سوالات درس فارسی (3) 1- در كدام گزينه «جهش ضمير» ديده می‌شود؟ 1) نرگس صاحب‌نظر تا ديد احوال جهان / اختيارش …

فارسی3
درس دوم:مست و هشیار – شعرخوانی (در مکتب حقایق)

آموزه دوم: مست و هشیار، در مکتب حقایق ۱- محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت / مست گفت: ای دوست این پیراهن است افسار نیست قلمرو زبانی: قالب شعر: قطعه / درون مایه: ترسیم فساد و تزویر اجتماع / محتسب: ماموری که کار وی نظارت بر اجرای احکام دین …

فارسی3
درس اول: شکر نعمت و گنج حکمت(گمان)

منّت خدای را، عَزَّوَجَلّ، که طاعتش موجبِ قربت است و به شکر اندرش مزیدِ نعمت. هر نَفَسی که فرو می‌رود، مُمِدِّ حیات است و چون بر می‌آید، مُفرِّحِ ذات. پس در هر نَفَسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب. از دست و زبانِ که بر آید …