یكى از خصوصیات ماه مبارک رمضان، بمثابه عبادت مسمی میباشد ، خواندن نماز تراویح با جماعت در شبهاى  مبارک رمضان میباشد.

ابن حجرعسقلانى درمعناى «تراویح» میفرماید: بيشتر بخوانید pdf

كلمـﮥ «تراویح»  جمع « ترویحة» است، یعنى « یک راحتى» ، مانند كلمــﮥ « تسلیمة»  كه بمعناى « یك سلام»  میباشد و از کلمه سلام گرفته شده، و نمازهاى جماعت شبهاى رمضان را « تراویح»  میگویند ، زیرا اولین بارى كه نماز« تراویح» بصورت جماعت شروع شد نماز گزاران بین هردو سلام نماز كمى استراحت میكردند.

پیامبر صلى الله علیه و سلم در مورد مقام ومنزلت نماز تراویح فرموده اند:«مَنْ قَامَ رَمَضَانَ إِیمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ». (بخارى ۲۰۰۹) (هر کسیکه قیام رمضان را از روی ایمان و اخلاص بجای آورد، گناهان گذشته اش بخشیده میشود .) شیخ الاسلام امام نووى رحمة الله علیه فرمودند: «منظور از قیام رمضان نماز تراویح میباشد».

 

مشروعیت نماز تراویح:

مستحب است که نماز تراویح در مساجد و بصورت جماعت برگزار گردد.هرچند اگر بصورت تنهای در منزل و در مسجد نیز خوانده شود،مشروع و جایز است. در اوایل پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز تراویح را در مسجد و بصورت جماعت با اصحاب خود رضی الله عنهم برگزار می نمود ولی بعدا اصحاب  نماز را بصورت تنها و انفرادی در مسجد برگزار می کردند.زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم می ترسیدند که با ادامه این روند یعنی برگزار نمودن منظم جماعات تراویح،این امر برای اصحابشان پیش بیاید که نماز تراویح فرض است در حالیکه نماز تراویح فرض نیست و سنت است.

لذا پیامبر صلی الله علیه وسلم بعضی از شبها را جماعت می خواند و بعضی دیگر در منزل می خواندند و به مسجد نمی رفتند و جماعت برگزار نمی شد و هرکدام از اصحاب تنهایی نماز تراویح را می خواندند.

چنانچه حدیثی از عایشه رضی الله عنها روایت است که در آن اشاره دارد به اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم فقط دو شب در مسجد با اصحابشان نماز تراویح را بصورت جماعت خواندند و لی در شب سوم رسول الله صلی الله علیه وسلم به مسجد تشریف نیاوردند، صبح از ایشان در مورد غیابشان سوال می شود و ایشان صلی الله علیه وسلم می فرمایند: « رأیت صنیعكم فلم یمنعنی من الخروج الیکم الا إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تُفرض عَلَیكُمْ »

یعنی:«گرد آمدن شما را دیدم ولی چیزی مانع آن نشد که ، برای نماز جماعت ، به سوی شما بیایم مگر آنکه ترسیدم که ، نماز تراویح ، بر شما فرض گردد ».(بخاری ۱۱۲۹).

 

بنابراین باید گفت که : جماعت برگزار کردن بر ای نماز تروایح سنت است و نه واجب،بعدها که بارحلت پیامبر صلی الله عله وسلم و در نتیجه آن پایان تشریع در دین اسلام ،ترس از اینکه نماز تراویح برای مردم واجب گردد ،باقی نماند،اصحاب تصمیم گرفتند که نماز تراویح را بصورت جماعت و در مسجد بخوانند (به اقتدا به پیامبر که اوایل تشریع نماز تراویح چنین می کردند).

 

چنانکه در حدیثی دیگر از ام المومنین عایشه رضی الله عنها ،بعد از اینکه حدیث فوق الذکر را روایت می کنند آمده است که :

« فتوفی رسول الله صلی الله علیه وسلم والامر علی ذلک،ثم کان فی خلافة ابی بکر و صدر من خلافة عمر،حتی جمعهم عمر بن الخطاب علی  ابی بن کعب،فقام بهم فی رمضان،وکان ذلک اول اجتماع الناس علی القاری واحد فی رمضان »(بخاری – ۹۲۴)

یعنی:« و پیامبر صلی الله علیه وسلم فوت کردند و روال بر همین بود،سپس در زمان خلافت ابوبکر و همینطور در اوایل خلافت عمر نیز همان گونه بود،تا اینکه عمر مردم را برای نماز تراویح به امامت ابی بن کعب جمع نمود ،و نماز تراویح را به آنها در رمضان اقامه نمود،و این اولین جماعت مردم بر یک قاری و امام واحد بود ».

کسانیکه می گویند جماعت خواندن نماز تراویح بدعتی بود که عمرابن خطاب رضی الله عنه ایجاد نمود،به خطا رفته اند واستدلال شان از حقیقت دور است . زیرا همانطور که قبلا یاداور شدیم در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم بعضی از شبها نماز تراویح با جماعت برگزار می شد و دلیل ترک جماعت نماز تراویح از سوی پیامبر ،فقط ترس از فرض دانستن مردم بود.

 

تعداد رکعات نماز تراویح:

چون هیچ حدیثی از شخص رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد تعداد مشخص رکعات نماز تراویح روایت نشده، و آنچه که به آن استناد می شود فقط قول و عمل اصحاب رضی الله عنهم است،لذا علما در تعداد رکعات تراویح اختلاف دارند ،از جمله گفته اند که:

–  نماز تروایح یازده رکعت است.

– برخی از علماء میگویند نماز تراویح  بیست رکعت بدون نماز وتراست از جمله .( امام شافعی و ابن مبارک و روایتی از عمر و علی رضی الله عنهما)

– بر خی از علما میگویند نماز تراویح   سی و شش رکعت تراویح و سه رکعت وتر.( از جمله امام مالک).

–  برخی از علماء میگویند که نماز تراویح چهل رکعت نماز تراویح و هفت رکعت وتر.

و اقوال متعدد دیگری در زمینه وجود دارد ، که هیچ کدام برای اثبات ادعای خود حدیثی از خود پیامبر صلی الله علیه وسلم ذکر نکرده اند الا قول و فعل صحابی،البته هر چند که در بین مسلمانان یازده رکعت بیشتر رواج دارد و بعضی کوشیده اند تا آنرا اثبات کنند ، چنانکه عمر ابن خطاب رضی الله عنه به ابی بن کعب رضی الله عنه امر نمود که یازده رکعت برای مردم امامت کند و همینطور حدیثی از عایشه رضی الله عنها که می گوید پیامبر صلی الله علیه وسلم از یازده رکعت بیشتر نخوانده اند (در بخاری ۱۱۴۷)- ولی با توجه به اینکه بیشتر از این مقدار هم خوانده شده است،بستگی به طاقت شخص  هر چقدر که توانست بصورت دورکعت دورکعت بخواند ،و این قول امام احمد حنبل و ابن تیمیه رحمهم الله است. (کشاف القناع – ۱/۴۲۵ و مجموع الفتاوی ابن تیمیه – ۲۲/۲۷۲).

ابن تیمیه  درکشاف القناع مینویسد :« بنابراین کسانیکه گمان می برند که نمازتراویح در شبهای رمضان مقدار مشخصی داشته که نه کم می شود و نه زیاد،دچار اشتباه شده اند».

 

همچنین دار الافتا کشور عربستان سعودی در مورد رکعت های نماز تراویح طی فتوای مینویسد :

« باید دانست كه بیشتر از یازده ركعت و سیزده ركعت خواندن هیچ ممانعتی ندارد؛ زیرا رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ نماز شب را محدود به ركعات مشخصی نكرده اند، بلكه برعكس زمانی كه از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ در مورد نماز شب پرسیده شد، فرمودند:« مَثْنَی مَثْنَی؛ فإذا خَشِی أحَدُكُم الصُّبْحَ صَلَّی رَكْعَهً واحِدَه تُوتِرُ لَهُ مَا قَدْ صَلَّی »(متفق علیه، بخاری (۴۷۲/۹۹۰ )، مسلم.)

( نماز شب دو ركعت، دو ركعت است، پس هر گاه یكی از شما بیم آن را داشت كه وقت نماز صبح فرا برسد یك ركعت نماز بخواند و با آن نمازهای قبلیش را وتر كند ).

( البته با توجه به بقیه احادیث جایز است نماز وتر، سه یا پنج یا هفت یا نه ركعت خوانده شود) با این توضیح به این نتیجه می رسیم كه نماز شب، تراویح ، محدود به عدد مشخص نیست، بنابراین نماز شب در رمضان و غیر رمضان محدود نیست بلكه امر، وسیع است و به هر تعداد كه می توانند بخوانند.».

بر این اساس شما می توانید در مسجد خود یازده یا بیست رکعت بخوانید و بهتر است برای هماهنگی و عدم تفرقه همان بیست رکعت را بخوانید، زیرا به طور قطع نمی توان گفت که یازده رکعت سنت است یا بیست رکعت! (هرچند که بنظر یازده رکعت به رای صواب نزدیکتر است).

در ضمن عمل اهل مکه یا مسجدالحرام برای ما مسلمانان حجت نیست بنابراین ماباید تابع کتاب و سنت باشیم نه تابع گروه یا سرزمینی خاص، هرچند که آنها در مسجدالحرام بیست رکعت می خوانند!

 

استراحت درنماز تراویح:

علماء اتفاق دارند که بعد از هر دوبار دو رکعتی ، یعنی چهار رکعت ، می توان استراحت نمود چرا که سلف صالح نیز چنان کرده اند،آنها نماز طویلی داشته اند و بعد از هر چهار رکعت برای استراحت مقداری می نشستند. دلیل استراحت بعد از هر چهار رکعت را میتوان در این روایت از عایشه رضی الله عنه ربط داد: « عَنْ عَائِشَةَ رَضِی اللَّه عَنْهَا: أَنَّهَا سُئِلَتْ عَنْ صَلاتِهِ صلی الله علیه وسلم فِی رَمَضَانَ، فَقَالَتْ: مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یزِیدُ فِی رَمَضَانَ وَلا فِی غَیرِهِ عَلَى إِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً، یصَلِّی أَرْبَعًا، فَلا تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ یصَلِّی أَرْبَعًا، فَلا تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ یصَلِّی ثَلاثًا…». (بخارى:۱۱۴۷).

( از عایشه رضی‏ الله‏ عنها دربارة نماز شب رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان، سؤال شد.  فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان و غیر رمضان، بیشتر از یازده ركعت، نمی خواند. ابتدا چهار ركعت می خواند و آنها را بسیار زیبا و طولانی می  نمود. سپس، چهار ركعت دیگر میخواند. و آنها را نیز بهمان زیبائی ركعات اول، ادا می كرد. و در پایان، سه ركعت دیگر می‏خواند. (البته فراموش نشود که ذکر این یازده رکعت یکی از استنادات علما ءبه تعداد رکعات تراویح است).

 چنانچه ملاحظه می شود ،حدیث اشاره به چهار رکعت چهار رکعت دارد و این فهم را می رساند که پس از هر چهار رکعت ، که در واقع بصورت دو بار دو رکعتی است ،استراحتی صورت گرفته است.

 

مقدارقرائت قرآن درنماز تراویح:

در مورد اینکه دررکعت های نماز تراویح به چه مقدار قرائت از قرآن کریم بعمل اید ، در شرع در این مورد هم مقدار مشخصی برای خواندن قرآن در سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان نگردیده است .آنچه که وجود دارد آنست که پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز شب را طولانی نموده اند.

بنابراین بستگی به طاقت نمازگزاران تا هرجایی که توانایی داشتند نماز را طولانی کنند. اما برخی از علمای از جمله امام حنبل و امام ابوحنفیه ختم قرآن عظیم الشان را در نماز تراویح در طول ماه مبارک رمضان ،مستحب دانسته اند . ( توضیح بیشتر را میتوان درفتح القدیر ۱/۳۳۵ و المغنی ابن قدامه ۲/۱۶۹ مطالعه فرماید ).

 

یادداشت:

دررکعت نماز تراویح چه بشکل انفرادی ادا گردد ویا بشکل نماز جماعت ادا گردد ، خواندن سوره فاتحه و بعد از آن چند آیه کوتاه خوانده شود کدام ممانعتی ندارد ، نباید بصورت حتمی در آن ختم قرآن عظیم الشان صورت گیرد ،ولی خواندن سوره فاتحه که رکن نماز است ویک سوره دیگر کفایت میکند.

در ضمن هیچ دلیلی وجود ندارد که دعاهای شب قدر تماما مستجاب خواهند شد ولی مستحب است که در این شب به ذکر و تلاوت قرآن و دعا و نیایش پرداخت:

طوریکه در فوق یاد اور شدیم : در حدیث‌ شریف‌ آمده‌ است: « من‌ قام‌ لیلة‌ القدر إیمانا واحتسابا، غفر له‌ ما تقدم‌ من‌ ذنبه »( هر كس‌ از روی‌ ایمان‌ و به‌قصد قربت‌ شب‌ قدر را (برای‌ نماز و نیاز) به‌پا خاست‌، آنچه‌ كه‌ از گناهانش‌ گذشته‌ است‌ بر وی‌ آمرزیده‌ می‌شود».

 و اگر هم دعای فرد معتکف در این شب اجابت نشد، باز اجر زیادی به سبب آن دعا ها می برد زیرا دعا خود عبادت است بنابراین جدای از اینکه اجابت می شود یا خیر، به سبب این عبادت دارای اجر و ثواب خواهد شد ان شاءالله.

 

ختم قرآن عظیم الشان درنمازتراویح:

در دین مقدس اسلام ماهمبارک رمضان به ماه قرآن شهرت دارد، چرا که قرآن عظیم الشان در این ماه وآنهم در شب لیلة القدر نازل شده، واجر عبادت یکجا با تلاوت وختم قرآن عظیم الشان در این ماه چند برابر میشود، لذا یكى از بهترین اعمالى عبادی كه یكشخص مسلمان در این ماه باید انجام دهد كثرت تلاوت قرآن عظیم الشان است،خواه این قرائت در نماز تراویح صورت گیرد و چه خارج از نماز تراویح.

بنابراین، در نماز تراویح و یا تهجد نیز میتوان قرآن عظیم الشان را خواند تا اینكه ختم كرد، و در حدیث صحیح از ابن عباس وارد شده است كه:

« کان النبی صلى الله علیه و سلم أجود الناس بالخیر، و کان أجود ما یکون فی رمضان حین یلقاه جبریل، و کان جبریل علیه السلام یلقاه کل لیلة فی رمضان حتی ینسلخ، یعرض علیه النبی صلى الله علیه و سلم القرآن، فإذا لقیه جبریل کان أجود بالخیر من الریح المرسلة» (متفق علیه)

یعنى:« پیامبر صلى الله علیه و سلم سخاوتمندترین مردم از لحاظ خیر بود و در ماه رمضان وقتی که جبرئیل او را ملاقات می‌کرد بیشتر سخاوتمند می‌شد، و جبرئیل هر شب در ماه رمضان تا پایان ماه با او ملاقات می‌کرد و پیامبر صلى الله علیه و سلم قرآن را بر او می‌خواند و وقتی که جبرئیل با اوملاقات می‌کرد، او برای بخشش خیر، از تندباد سریع‌تر می‌شد» .

و میتوان گفت كه قرائت كل قرآن در نماز تراویح یك نوع از این مدارسه بشمار میرود زیرا تمامى قرآن را مرور میكند، لذا امام احمد بن حنبل دوست داشت كسى كه امامت را بعهده بگیرد تمامى قرآن را در نماز تراویح ختم كند، لذا اگر تمامى قرآن در نماز مراجعه و ختم شود بهتر است زیرا تمامى آیات قرآن مرور میشود، ولى نباید بحجت ختم كردن قرآن به سرعت قرائت طورى افزود كه معلوم نشود امام چه میخواند و خشوع را از بین ببرد، وگرنه آرام تر خواندن و كمتر خواندن قرآن از این بى خشوعى بهتر است و لو اینكه قرآن را با آن بى خشوعى ختم كند.

نا گفته نماند که ائمه اربعه در ماه رمضان معمولا دروس علمى و حدیث را تعطیل میكردند و فقط مشغول خواندن قرآن میشده اند.

 

تلاوت قرآن برای امام از روی مصحف در نماز تراویح :

علماء بدین عقیده اند که  در قیام رمضان خواندن قرآن عظیم الشان از روی مصحف کدام ممانعت شرعی ندارد ، چون از این طریق مقتدیان تمام قرآن را می‌شنوند و دلایل شرعی كتاب الله و سنت رسول‌الله از مشروعیت قرائت قرآن در نماز حكایت دارند و این دلایل عام است و قرائت قرآن را در نماز چه از حفظ و چه از روی مصحف شامل می‌شود.

ثابت شده كه ام‌المؤمنین عائشه رَضِی اللَّهُ عَنْهُا به برده‌ی آزاد شده‌اش (ذكوان) دستور داد تا او را در قیام رمضان امامت دهد و ذكوان در نماز از روی مصحف قرآن می‌خواند.

برای معلومات مزید مراجعه شود :(بخاری. كتاب الجماعة و الامامة، باب امامة العبد و المولی.بعد (۶۹۱).

 

حضرت عمر ونماز تراویح:

در نزد تعداد از مسلمانان شایع طوری است که حضرت عمر بن خطاب، رضی الله عنه، در مورد نماز تراویح فرموده که :«نعمت البدعة هذه» این بدعت خوبی است؟ اگر واقعآ این فرموده حضرت عمر (رض ) باشد پس چرا ما سایر بدعت ها را گمراهی بنامیم ؟

 حتی برخی از متاُخرین به این سخن حضرت عمر  رضی الله عنه استدلال کرده و آن را مخصص «کل بدعة ضلالة»یعنی هر بدعتی گمراهی است، قرار داده اند.

در جواب باید گفت:

این استدلال مردود است؛چرا که مشروعیت نماز تراویح به نص حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم  ثابت شده است.

از جابر بن عبدالله  رضی الله عنه روایت شده که «وقتی که پیامبر  صلی الله علیه وسلم به همراه مردم یکی از شبهای ماه رمضان را احیا می کرد، هشت رکعت نماز (تراوح)می خواند و (بعد از آن )نماز وتر را بجای می آورد».( این حدیث صحیح است که طبرانی در «المعجم الصغیر»و ابن حبان در صحیح خود آن را روایت کرده اند و این حدیث به صراحت نشان می دهد که نماز تراویح بدون نماز وتر هشت رکعت است.)

مشروعیت به جماعت خواندن نماز تراویح هم بدین خاطر است که پیامبر صلی الله علیه وسلم  سه شب آن را با اصحاب به صورت جماعت خوانده است ، ولی پیامبر صلی الله علیه وسلم از ترس اینکه مبادا نماز تراویح بر مسلمانان واجب گردد از آن پس آن را به صورت جماعت نخوانده است.

دلیل این امر حدیثی است که مسلم وبخاری از حضرت بی بی عایشه رضی ﷲ عنها روایت کرده اند که در آن آمده است :«ولکن خشیتُ أن تفرض علیکم فتعجزوا عنها»«ولی ترسیدم که (نماز تراویح) بر شما واجب گردد و از عهده آن بر نیایید».

اما با تمام شدن وحی ترس واجب شدن نماز تراویح منتفی گردید، و در نتیجه مستحب بودن به جماعت خواندن آن به حالت خود باقی ماند؛ چرا که علت و معلول در وجود و عدم با یکدگر مرتبط هستند.

با توجه به آنچه گفته شد در می یابیم که بدعت به اصطلاح شرعی تنها در موارد مذ موم به کار می رود ولی در لغت هر چیزی که بدون نمونه قبلی به وجود بیاید ،بدعت نامیده می شود ؛ خواه محمود و پسندیده باشد و یا مذموم و ناپسند.

شیخ الاسلام ابن تیمه  رضی الله عنه  در این باره گفته است: «اما قول عمر  رضی الله عنه که گفته است:نعمت البدعة هذه، اکثر کسانی که به آن استدلال کرده اند اگر بخواهیم چیزی را که هیچ مخالفتی با سنت نبوی ندارد با سخن عمر رضی الله عنه ثابت کنیم ، می گویند قول صحابی حجت نیست. پس اگر قول عمر رضی الله عنه مخالف حدیث نبوی باشد به طریق اولی نباید به آن اعتقاد داشت.

ولی در هر دو صورت معارضه حدیث با قول صحابی صحیح نیست.بلی ، تخصیص عموم حدیث (که به دو صرت روایت شده است) با قول صحابی که با یکی از ده روایت حدیث مخالفتی ندارد، صحیح است.و این تنها ب حسن بدعت مورد نظر صحابی دلالت می کند نه غیر آن. و تنها چیزی که در سخن عمر وجود دارداین است که به جماعت خواندن نماز تراویح را بدعت حسنه نامیده است، و این نامگذاری یک نامگذاری لغوی است نه شرعی.

و این بدین خاطر است که بدعت لغوی بر هر چیزی که بدون نمونه ی قبلی انجام گرفته باشد اطلاق می شود در حالی که بدعت شرعی آن است که مستند به یک دلیل شرعی نباشد.

پس اگر نصی از رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشته باشد که بر مستحب بودن و یا وجوب کاری بعد از مرگ پیامبرصلی الله علیه وسلم و یا به طور مطلق دلالت کند و تنها بعد از مرگ پیامبر بدان عمل شود مانند صدقه(بردن میراث پیامبران)که ابوبکر  رضی الله عنه  آن را روایت کرده است ، پس اگر کسی بعد از مرگ پیامبر  صلی الله علیه وسلم  آن کار را انجام دهد ، می تواند کار او را در لغت بدعت نامید؛ چرا که از ابتدا و بدون نمونه ی قبلی آن را انجام داده است.

همان طور که دینی که پیامبر  صلی الله علیه وسلم  آورده است در لغت بدعت و محدث نامیده می شود.« شاهد این امر آیه ۲ از سوره ی انبیا است که می فرماید: « مَا یأْتِیهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یلْعَبُونَ»هیچ بخش تازه ای از قرآن از سوی پروردگارشان بدیشان نمی رسد مگر اینکه آن را(به شوخی)می شنوند و به بازی می گیرند».در این آیه هیچ دلیلی مبنی بر مخلوق بودن قرآن وجود ندارد.)  کاری که مستند به کتاب و سنت باشد ، اگر چه در لغت بدعت نامیده شود ، در اصطلاح شرعی بدعت به حساب نمی آید؛ چرا که لفظ بدعت در لغت عام تر از اصطلاح شرعی آن است. و معلوم است که منظور پیامبر از «کل بدعة ضلالة »هر کاری که از ابتدا و بدون نمونه ی قبلی انجام گیرد نیست، بلکه منظور وی اعمالی است که وی آن ها را تشریع نکرده است.( تفصیل موضوع : ابن تیمیه،اقتضاء الصراط المستقیم،مخالفة أصحاب الجحیم، ص۲۷۷-۲۷۵ ).

اذکاروارده در نماز تراویح:

در مورد اینکه در فاصله چهار رکعتی در نماز تراویح چه اذاکار واوراد خوانده شود ، مطابق روایات اسلامی هیچ ذکر و اوراد مشخص و معینی در این استراحتها وجود ندارد و تشریع نشده است چنانکه برخی از مسلمانان بنابر به ابتکار وزعم خویش در بین این استراحتها به خواندن بعضی از اوراد و اذکار بدعی مبادرت می ورزند.

ولی مصلین میتوانند در بین این استراحت اذاکاری مانند : استغفر الله، سبحان الله، الحمد لله، و غیره، با خود بخوانند تا اینکه امام دوباره شروع به نماز کند، ولی اگر خواندن این اذاکار با صدای بلند باشد و یا با هم بصورت جماعی باشد ، بدعت است، زیرا از پیامبر صلی الله علیه و سلم و اصحابش چنین چیزی وارد نشده است.

اما در مورد (سبحان الملک القدوس) سنت است که بعد از نماز وتر ۳ مرتبه خوانده شود ولی در دفعه سوم این جمله را اضافه میکنید (رب الملائکة و الروح) و کمی با صدای بلند تر آنرا میگویید و صدایت را کمی میکشید (روایت نسائی و دار قطنی).

خوانندگان محترم!

غرض معلومات باید به عرض برسانم که در افغانستان عزیز ما   معمولآ دعاى ذیل توسط یکتن از نماز گزاران به آواز بلند خوانده میشود:« سبحان ذى الملك والملكوت ، سبحان ذى العزة والعظمة والقدرة والكبریا ء والجبروت ،سبوح ، قدوس ربنا ورب الملا ئكة والروح».

ویا دعای ذیـل:

سبحان ذی الملک و الملکوت، سبحان ذی العزه و العظمه و القدره و الکبریاء و الجبروت، سبحان الملک الحی الذی لاینام و لایموت، سبوح قدوس ربنا و رب الملائکه و الروح، لا اله الا الله نستغفر الله نسئلک الجنه و نعوذ بک من النار، سبحان ذی الملک و الملکوت، سبحان ذی العزه و العظمه و القدره و الکبریاء و الجبروت، سبحان الملک الحی الذی لاینام و لایموت، سبوح قدوس ربنا و رب الملائکه و الروح، لا اله الا الله نستغفر الله نسئلک الجنه و نعوذ بک من النار، سبحان ذی الملک و الملکوت، سبحان ذی العزه و العظمه و القدره و الکبریاء و الجبروت، سبحان الملک الحی الذی لاینام و لایموت، سبوح قدوس ربنا و رب الملائکه و الروح، لا اله الا الله نستغفر الله نسئلک الجنه و نعوذ بک من النار، یا ارحم الراحمین یا ارحم الراحمین یا ارحم الراحمین، یا حی یا قیوم یا ذا الجلال و الاکرام.

 

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

علت خواندن نماز تراویح با جماعت:

نماز تراویح به علتی در ماه مبارک رمضان به بصورت جماعت خوانده می شود، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم سه روز در شبهای رمضان بعد از نماز عشاء، نماز تراویح (نماز شب) را در مسجد خواندند و مردم نیز به او اقتداء کردند و همراه او بصورت جماعت نماز شب (تراویح) خواندند، ولی شب چهارم که مردم منتظر بودند تا ایشان بیایند، ایشان خودداری کردند و هنگامی که علت نیامدن را از ایشان پرسیدند، فرمود: می ترسیدم اگر همچنان ادامه دهم، خدا آن نماز را بر شما فرض گرداند و شما نتوانید آنرا انجام دهید.

یعنی در آن چند شب آن قدر مردم برای نماز شب جمع شدند و رغبت نشان دادند که پیامبر صلی الله علیه وسلم نگران آن بود مردم آن را فرض تلقی کنند و بعداً از ادای آن عاجز شوند، پس پیامبر آن را در مسجد ترک کرد تا بدانند که جماعت خواندن نماز شب در ماه رمضان واجب نیست، بلکه مستحب است، سپس خود ایشان باقیمانده ماه رمضان را در خانه نماز خواند.

و چون قاعده اینگونه است که:

با وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم وحی قطع می گردد، و لذا تشریع تمام می شود و دیگر ترس از تشریع باقی نمی ماند، و صحابه این موضوع را می دانستند که چون مانع نمانده پس اینبار انجام مداوم آن (جماعت خواندن نماز شب در رمضان) نیز بلامانع می شود.

برای همین بود که در زمانخلافات امیر المومنین حضرت عمر  رضی الله عنه دید که مسلمانان در ماه مبارک در مسجد تعدادی بطور انفرادی نماز تراویح بجاء میاورند وتعدادی هم دو نفر دو نفر و سه نفر سه نفر کنار هم هستند وبطور نماز جماعت نماز تروایح بجا ء میاورند .

بنا ء به صحابه جلیل القدر «ابی بن کعب » رضی الله عنه گفت که شما بحیث امام نماز، نماز تراویح را بطور جماعت برای مسلمانا ن پیش ببر واصحاب رسول صلی الله علیه وسلم بر آن اجماع کردند و کسی مخالفت هم نکرد وحضرت عمر مطمین بود که دیگر مسلمانان آنرا فریضه تلقی نمی کنند.

بعبارتی چون دیگر خوف واجب شدن نماز باقی نمانده بود، لذا صحابه هم با خیال راحت آن نماز را برپا می داشتند چرا که مانعی را که در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشت ، که مبادا نماز فرض شود ، دیگر وجود نداشت.

پس نماز تراویح (نماز شب در رمضان) سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم بود، و قطعا و بدون تردید اگر رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن سه شب را در مسجد نماز نمی خواندند، صحابه نیز آنرا نمی دانستند و چیزی را با عنوان نماز تراویح در شبهای رمضان نمی خواندند، پس آنها به پیامبرشان اقتداء کردند و از او الهام گرفتند.

در ضمن علاوه بر نماز تراویح، احادیث صحیح دیگری نیز وجود دارند که دیگر نوافل را نیز می توان بصورت جماعت خواند. چنانکه عبدالله بن مسعود ‏رضی الله عنه می‏فرماید: «صَلَّیتُ مَعَ النَّبِی ‏صلی الله علیه وسلم‏ لَیلَةً، فَلَمْ یزَلْ قَائِمًا حَتَّى ‏هَمَمْتُ بِأَمْرِ سَوْءٍ، قُلْنَا: وَمَا هَمَمْتَ؟ قَالَ: هَمَمْتُ أَنْ أَقْعُدَ وَأَذَرَ النَّبِی ‏صلی الله علیه وسلم‏. ‏‏(بخارى:۱۱۳۵)‏.

یعنی: شبی، با رسول الله ‏صلی الله علیه وسلم‏ نماز شب، ‏خواندم.  ایشان ‏ قیام را به اندازه ای طولانی كرد كه من تصمیم بدی گرفتم. پرسیدند: چه تصمیمی ‏گرفتی؟ گفت: تصمیم گرفتم كه بنشینم و رسول الله ‏صلی الله علیه وسلم‏ را  تنها بگذارم.‏

 

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

ذکرلفظ « نماز تراویح » در احادیث:

قابل تذکر است که: در احادیث لفظ صریحی ذکری بنام « نماز تراویح » وجود ندارد .

در حقیقت نمازی که تراویح نامیده می شود ، و این لفظ بخاطر خصوصیت آن نماز بر آن گذاشته شده ، همان نماز شب (صلاة اللیل) است که در ماههای رمضان بعد از عشاء (بصورت جماعت) خوانده می شود، و این اسم (تراویح) را به آن جهت بر نماز شب رمضان گذاشته اند چون نمازگزاران ابتدا چهار رکعت را می خوانند که در آن قیام و رکوع و سجود را طولانی می کند و هرگاه این چهار رکعت اول را تمام کردند اندکی استراحت می کنند، سپس چهار رکعت طولانی دیگر را می خوانند، بعد از آن دوباره اندکی استراحت می کنند، سپس سه رکعت نماز دیگر را می خوانند. یعنی چون نماز شبهای رمضان را طولانی می خوانند ، چرا که فضیلت آن در رمضان بیشتر است ، لذا برای آنکه انرژی لازم را برای کامل کردن یازده رکعت را داشته باشد، اندکی ما بین این رکعتها استراحت می کنند و از همین ویژگی آن است که به آن تراویح نام نهادند.

از عایشه رضی‏ الله‏ عنها درباره نماز شب رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان، سؤال شد، ایشان گفتند: « مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یزِیدُ فِی رَمَضَانَ وَلا فِی غَیرِهِ عَلَى إِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً، یصَلِّی أَرْبَعًا، فَلا تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ یصَلِّی أَرْبَعًا، فَلا تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ یصَلِّی ثَلاثًا…». (بخارى:۱۱۴۷)

یعنی: رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان و غیر رمضان، بیشتر از یازده ركعت، نمی خواند. ابتدا چهار ركعت می خواند و آنها را بسیار زیبا و طولانی می  نمود. سپس، چهار ركعت دیگر میخواند. و آنها را نیز بهمان زیبائی ركعات اول، ادا می كرد. و در پایان، سه ركعت دیگر می‏خواند.

بنابراین ماهیت واقعی این نماز؛ همان نماز شب است که در شبهای رمضان بصورت جماعت اداء می شود. چنانکه وقتی که صحابه برای شب چهارم منتظر پیامبر صلی الله علیه وسلم بودند و از علت نیامدنش پرسیدند، ایشان فرمودند: «..ولكنی خشیت أن تُفرض علیكم صلاة اللیل فتعجزوا عنها». مسلم (۱۲۷۱).

یعنی: ترسیدم که نماز شب بر شما فرض گردد و شما از خواندن آن ناتوان شوید.

که در این حدیث از آن بعنوان « نماز شب» اسم برده شده است، ولی چون جماعت خواندن نماز شب مخصوص ماه رمضان است و در دیگر ماهها نماز شب را بصورت جماعت نمی خوانند، لذا اسم مجزائی بنام تراویح به خود گرفته است که بیانگر استراحتی است که نمازگزاران بین هر چهار رکعت طولانی می کنند.

 

خلاصه اینکه:

خصوصیت که نماز شب در ماه رمضان دارد اینست که: جماعت خواندن آن مستحب است، و نیز طولانی خواندن آن اجر و ثواب دارد، از اینرو این نماز (نماز شب) در ماه ر مضان مشخصه ای بخود گرفته که در دیگر ایام سال چنین نیست، و هرگاه اسم تراویح ذکر شود، یعنی نماز شبی که جماعت خواندنش تنها مخصوص رمضان است.

نماز تراویح پیامبر صلی الله علیه وسلم:

همانطور یکه در فوق تذکر یافت : پیامبر صلی الله علیه وسلم این نماز را (بصورت جماعت) فقط سه شب در مسجد خواندند، ولی در دیگر شبها آنرا بصورت جماعت نخواندند و به مسجد نرفتند، زیرا از این بیم داشت که ادامه این روند موجب شود که خدای متعال آن نماز را بر امتش واجب گرداند ولی آنها نتوانند آن فرض را انجام دهند، و در احادیث صحیح وارد شده که ایشان تا سه روز این نماز را بصورت جماعت برپا داشتند و در شب چهارم نیامدند و هنگامی که علت را پرسیدند، فرمود: « رأیت صنیعكم فلم یمنعنی من الخروج الیکم الا إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تُفرض عَلَیكُمْ ».(بخاری ۱۱۲۹).

یعنی: «گرد آمدن شما را دیدم ولی چیزی مانع آن نشد که ،برای نماز جماعت ، به سوی شما بیایم مگر آنکه ترسیدم که ، نماز تراویح ، بر شما فرض گردد».

همچنین در حدیث صحیح دیگری پیامبر صلی الله علیه وسلم به خواندن این نماز تشویق می کنند، چنانکه می فرمایند:«مَنْ قَامَ مَعَ الْإِمَامِ حَتَّى ینْصَرِفَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ قِیامَ لَیلَةٍ». صحیح النسائی (۱۶۰۴).

یعنی: هرکس همراه امام نماز شب بخواند تا آنکه تمام می شود، خداوند متعال اجر نماز شب را برای وی می نویسد.

بنابراین نماز تراویح (یا همان نماز شبهای رمضان) دارای اصلی ثابت است، و پیامبر صلی الله علیه وسلم حتی در غیر رمضان هم یازده رکعت خوانده اند، و تنها ویژگی این نماز این بوده که در ماه رمضان بعد از نماز عشاء و بصورت جماعت برپا می شود، درحالیکه نماز شب، اینخصوصیت  را در دیگر ایام سال ندارد و هرکس که خواست می تواند نماز شب بخواند یا نخواند.

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

تعداد رکعت های نماز تراویح برویت احادیث:

طوریکه در فوق یاد اور شدیم که : پیامبر صلی الله علیه وسلم صرف به مدت سه روز در در مسجد نماز تراویح را خواندند .بعد از سه شب نماز تراوایح از خوف اینکه بر امتش فرض نشود در خانه خویش بجاء میاوردند .

از فهم این حدیثی طوری استنباد مینمایم که هدف نبی اکرم صلی الله علیه وسلم گرفتن آسانی در نماز تراویح بر امتش بود . وفلسفه کلی دین مقدس اسلام آسانی بر پیروان شان میباشد .

طوریکه متذکر شدیم در زمان خلافت حضرت حضرت عمر(رض) باردیگر نماز تراویح در مسجد به صورت جمعی ازسر گرفته شد اما اینکه چند رکعت نماز تراویح بعمل اوردند به احادیثی ذیل مراجعه مینمایم :

اول :

درحدیثی که از حضرت عائشة(ص) روایت گردیده ، آمده است:

«عن ابی سلمة بن عبدالرحمن انه سال عائشة رضی الله عنها کیف کانت صلوة رسول الله(ص) فی رمضان؟فقالت ما کان رسول الله (ص) یزید فی رمضان و لا فی غیره علی احدی عشرة رکعة.(صحیح بخاری۱۱۴۷) (از ابی سلمة بن عبدالرحمن نقل شده که از حضرت عائشة رضی الله تعالی پرسید:نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم در ماه رمضان چگونه بود؟ حضرت عائشة (رض) جواب دادند:رسول الله (ص) در ماه رمضان و غیر از آن بیشتر از یازده رکعت نماز نمیخواند. ).

قابل توجه است که    سوال ابی سلمه بصورت مشخص در باره نماز در ماه رمضان صورت پذیرفته است ، که همان نماز تراویح میباشد . وتوضحیات ام المومنین بصورت واضح همین بود که نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم ، بیشتر از یازده رکعت چیزی دیگری نبود.

تعداد از علماء از این حدیث چنین نتیجه میگیرند که هدف از حکم این حدیث نماز تهجد است! که این استنباط از فهم حدیث مغایر میباشد ، چرا موضوع سوال ابی سلمه نماز در رمضان ، وهیچگونه ربطی به نماز تهجد ندارد . هدف از یازده رکعت همان هشت رکعت نماز تراویح و سه رکعت وتر است که تعداد کثیری ازعلماء بر این حکم اجماع دارند.

دوم:

در حدیثی که در نماز تراویح از عمربن خطاب مشهور است آمده :

« عن سائب بن یزید انه قال امر عمر بن خطاب رضی الله عنه ابی بن کعب و تمیما الداری ان یقوما للناس باحدی عشرة رکعة.(موطا امام مالک باب قیام الرمضان مع کشف الغطاء۹۸).

 (ترجمه: از سائب بن یزید روایت است که گفت: عمر بن خظاب به ابی بن کعب و تمیم داری دستور داد تا به مردم یازده رکعت نماز بخوانند. ).

این حدیث در کتاب موطا امام مالک در باب قیام ماه رمضان بیان شده و نشانگر کیفیت نماز در دوران عمربن خطاب در ماه رمضان است به دلیل اینکه در این باب بیان شده است.

امام محمد رحمة الله علیه که یکی از شاگردان ارشد امام ابوحنیفه رحمة الله علیه است و اکثر تصنیفهای احناف از همین امام است ودر میان تصانیفش موطا امام محمد امتیاز و جایگاه خاصی دارد که در باب قیام شهر رمضان مولانا عبدالحی حنفی رحمة الله علیه حاشیه بنام تراویح آورده و برای بیان تعداد رکعات تراویح حدیث حضرت عائشه را که فوق ذکر شد ، عنوان نموده « رسول صلی الله علیه وسلم نه در رمضان و نه در غیر آن بیشتر از هشت رکعت نماز نخوانده است » (موطا امام محمد۱۳۸ و درحاشیه صفحه ۱۳۹ ) ودر همین کتاب میگوید:(و بهذا کله ناخذ ) یعنی به این عمل میکنیم . و اصلا هیچ ذکری از بیست رکعت تراویح نیست.

سوم:

علامه بدر الدین عینی حنفی رحمة الله علیه:

یکی از علماء نامدار ویکی از مراجع عمده در مذهب حنفی میباشد ، موصوف در مورد رکعات نماز تراویح در کتاب خویش بنام عمدة القاری شرح بخاری جلد هفت صفحه هفتاد و هفت مینویسد : « فان قلت لم یبین فی الروایات المذکورة عدد الصلوة التی صلاها رسول الله (ص) فی تلک اللیالی،قلت روی ابن خزیمة و ابن حبان من حدیث جابر رضی الله عنه قال صلی بنا رسول الله(ص) فی رمضان ثمان رکعات ثم اوتر » ( اگر بگویید که در روایتهای موجود تعداد رکعات تراویح  که رسول الله صلی الله علیه وسلم شبهای رمضان آنها را خوانده بیان نشده جواب میدهم و میگویم که ابن خزیمة و ابن حبان از حدیث جابر (رض) از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نقل کرده است که نبی صلی الله علیه وسلم در ماه رمضان ما را هشت رکعت نماز داد سپس وتر را خواند.)

چهارم:

روایت ابن همام حنفی رحمة الله علیه:

ابن همام حنفی رحمة الله علیه در کتاب فتح القدیر شرح الهدایة جلد ۱ صفحه۳۳۴ طبع مصر و بع نولشکور جلد ۱ صفحه ۱۹۸ و مسالک الختام جلد۱صفحه ۲۸۸ در مورد تعداد رکعات تراویح مینویسد :

«ان قیام رمضان سنة احدی عشرة رکعة بالوتر فی الجماعة فعله علیه السلام » (قیام رمضان سنتش یازده رکعت است همراه با وتر در جماعت که رسول صلی الله علیه وسلم بر آن عمل میکرد. )

همچنین در حاشیه فیض الباری جلد۲ صفحه ۴۲۰ مینویسد : « و فی فتح القدیر ان ثمانیة منها سنة موکدة و ما بقی فمستحب » (در فتح قدیر هشت رکعت سنت موکدة و باقی مستحب است. )

پنجم:

روایت مولوی محمد احسن نانوتوی رحمة الله علیه:

مولوی محمد احسن نانوتوی رحمة الله علیه در حاشیه کنز دقائق ص ۳۶ مینویسد :«لان النبی (ص) لم یصلها عشرین بل ثمانیا » ( چون نبی صلی الله علیه وسلم بیست رکعت نخوانده بلکه هشت رکعت خوانده است. )

ششم:

روایت مولانا عبدالحی لکنهوی حنفی رحمة الله علیه:

مولانا عبدالحی لکنهوی حنفی رحمة الله علیه یکی از علماء جلیل القدر مذهب احناف بوده ،وی در کتاب عمدة الرعایة جلد۱ ص ۲۰۷ مینویسد : « و اما العدد فروی ابن حبان و غیره انه صلی بهم فی تلک اللیالی ثمان رکعات و ثلاث رکعات وترا » ( اما تعداد رکعات از حدیث ابن حبان و غیرش ثابت است که رسول صلی الله عیه وسلم در آن شبها یعنی رمضان هشت رکعت تراویح و سه رکعت وتر بر جماعت نماز میداد. )

هفتم :

روایت مولانا انورشاه کشمیری دیوبندی رحمة الله علیه:

مولانا انورشاه کشمیری دیوبندی رحمة الله علیه نیز از علماء معتبر ویکی از مراجع احناف بشمار میرود ، موصوف در مورد نماز تراویح در العرف شذی ص ۳۰۹ مینویسد «و لا ناص من تسلیم ان تراویح (ع) کانت ثمانیة رکعات و لم یثبت فی روایة من الروایات انه علیه السلام صلی تراویح و التهجد علحدة فی رمضان » (بجز تسلیم و قبول این قول چاره ایی دیگر نیست که  تراویح نبی(ص) هشت رکعت بود و در هیچ روایتی هم ثابت نیست که رسول صلی الله علیه وسلم در ماه رمضان تراویح و تهجد را جداگانه خوانده است.)

هشتم:

روایت مولانا رشید احمد گنگوهی حنفی:

مولانا رشید احمد گنگوهی حنفی نیز یکی ازعلماء معتبر و مراجع مذهب احناف بشمار میرود ، موصوف در مورد تراویح در رساله الحق الصرح ص ۲۲ به زبان اردو مینویسد : « یازده رکعت تراویح با وتر از نبی صلی الله علیه وسلم ثابت و موکد میباشد. )

ولی آنعده از علمای که معتقد به بیست رکعت نماز تراویح اند وبر حدیثی که به : حضرت عبدالله بن عباس رضی الله عنه نسبت داده شده است ، باید گفت :

به اجماع محدثین راوی مرکزی این حدیث ابوشیبه ابراهیم بن عثمان بوده که بالاتفاق سند آن را ضعیف و غیر معتبر و مجروح مطرج کرده اند. وهمه علما ء از جمله :

۱-امام احمدبن حنبل۲- امام بخاری۳- امام مسلم۴-امام یحیی بن معین۵-امام ابوداوود۶-امام ترمزی۷-امام نسایی۸-امام ابی حاتم ۹-امام جوزجانی۱۰-امام ذهبی۱۱-امام دارقطنی۱۲-امام ابن عبدالبر امام ابن حجر۱۳-امام بن عدی۱۴- امام نووی و غیره همه این حدیث بیست رکعت را بدلیل وجود ابی شیبه ابراهیم بن عثمان ضعیف یا مجروح تلقی کرده اند. )

خواننده محترم:

تعداد کثیری از حدیثی در این باب وجود دارد که حکم مینمایند که تعداد رکعت های نماز تراویح هشت رکعت میباشد . ولی امروز مسلمانان حتی در مسجد مکه ومدینه بتعداد بیست رکعت نماز تراویح بجا میاورند که در مورد آن نباید مخالفت صورت گیرد .

در این هیچ جای شک نیست که مسجد مکه یعنی حرم شریف ومسجد نبوی در مدینه به تعداد بیست رکعت نماز ترویح میخوانند ولی در سایر مساجد در ماه مبارک رمضان به تعداد هشت رکعت نماز تروایح بجا میاورند ، خواندان نماز ترویح چه هشت رکعت باشد ویا بیست رکعت کدام مانعتی ندارد . مهم آنست که ماه مبارک رمضان ماه عبادت ودوعا است وهرچه زیاد عبادت ودعا وتلاوت وختم قرآن عظیم الشان صورت گیرد ثواب بیشتر نصیب انسان میگردد.

 

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

نماز تراویح بیست رکعت است:

تعداد از علمآ ء استدلال میاورند که نماز تراویح در زمان خلافت حضرت عمر بیست بعمل آمد واجماع صحابه نیز بر بیست رکعت نماز بعمل آمد .

بنابر همین علت است که : کمتر از آن در زمان خلافت حضرت عثمان وحضرت علی رضی الله عنهما  وبعد از آن در زمان تابعین وتبع تابعین که خیر القرون هستند ثبوتی ندارد وائمه مذاهب چهارگانه نیز بر این متفق اند که تراویح کمتر از بیست رکعت نیست . واز همان زمان که اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم بر این امر اجماع نمودند تا به امروز در جهان اسلام در همه مساجد بیست رکعت نماز تراویح با جماعت خوانده می شود.

مهمتر ار همه اینکه در مسجد الحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه نماز تراویح بیست رکعت خوانده می شود اگر پیامبر صلی الله علیه وسلم هشت رکعت می خواند و حضرت عمر رضی الله عنه هم بر آن همان تعدادعمل می کرد وبه آن دستور می داد همان جاری می شد و مردم بر آن عمل می کردند.

اما جای تعجب است که برخی اصرار دارند که پیامبر صلی الله علیه وسلم با وتر بیش از یازده رکعت نخوانده و حضرت عمر رضی الله عنه هم همان تعداد را جاری ساخته پس بر آنان لازم است که ثابت کنند در زمان حضرت عثمان و حضرت علی رضی الله عنهما و در زمان تابعین رضی الله عنهم و بعد از آن هم مردم به همین تعداد قیام می کردند و مشخص کنند که بیست رکعت را چه کسی رواج داد و از چه زمانی شروع شد؟ واین سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم و حضرت عمر رضی الله عنه را چه کسی در مسجد الحرام و مسجد النبی تغییر داد؟

خداوند روزه را در روزهای ماه مبارک رمضان بر مسلمانان فرض کرد و به پاداشتن شب های رمضان از سنت های رسول الله صلی الله علیه و سلم می باشد. أبوهریره رضی الله عنه روایت می کند: که رسول الله مسلمانان را به نماز شب تشویق می نمود و می فرمود: (هرکس شبهای رمضان را با ایمان و برای کسب ثواب مشغول نماز شب باشد گناهان گذشته اش بخشیده می شود) و هرکسی که نماز تراویح آنچنان که شایسته است بخواند او شب های رمضان را برپا داشته است.

نماز تراویح همان نمازی است که مسلمانان آن را به جماعت بعد از نماز عشاء ادا می کنند.

 رسول الله نماز تراویح را سنت قرار داد و دو یا سه شب آن را به صورت جماعتی برگزار کرد و سپس از ترس اینکه مبادا این نماز بر مسلمانان فرض شود به صورت جماعتی خواندن را ترک کرد و صحابه نماز تراویح را تا اوایل خلافت عمر به صورت فرادی می خواندند. تا زمانیکه بار دیگر عمر رضی الله عنه تراویح را به صورت جماعتی به امامت أبی بن کعب برگزار نمود.

 

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

تعداد رکعات نماز تراویح نزد امامان اربعۀ اهل السنُّت و الجماعت:

ائمۀ اربعه رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِمْ قائل بر بیست رکعت تراویح می باشند .

 

امام اعظم ابو حنیفه رحمة الله علیه:

علامه ابن رُشد مالكي رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ در کتاب مشهور خود «بدايةُ المجتهد» می نویسد: قیام رمضان نزد امام ابو حنیفه رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ بیست رکعت است. (بدایة المجتهد لابن رشد: ۱/۲۱۹ كِتَابُ الصَّلَاةِ الثَّانِي؛ الْبَابُ الْخَامِسُ فِي قِيَامِ رَمَضَانَ)

 

امام فخر الدین قاضی خان حنفی رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ در فتاوی خود می نگارد:

عَنْ أَبِیْ حَنِیْفَةَ رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ قَالَ: اَلْقِیَامُ فِیْ شَهْـرِ رَمَضَـانَ سُنَّةٌ… کُلَّ لَیْـلَةٍ سِوَی الْوِتْـرِ عِشْرِیْنَ رَکْعَةً خَمْسَ تَرْوِیْحَاتٍ.

ترجمه: امام ابو حنیفه رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ  می فرماید: در ماه مبارک رمضان، بیست رکعت نماز تراویح در پنج ترویحه، علاوه بر وتر سنَّت است. (فتاوی قاضی خان: ۱/۱۱۲ )

 

امام مالک بن اَنَس رحمة الله علیه:

امام مالک رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ  مطابق یک قول، بیست رکعت تراویح را مستحسن دانسته است، چنانچه علامه ابن رُشد مالکی رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ می نویسد: فَاخْتَارَ مَالِكٌ فِي أَحَدِ قَوْلَيْهِ… الْقِيَامَ بِعِشْرِينَ رَكْعَةً سِوَى الْوِتْرِ. ترجمه: امام مالک رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ در یک قول، بیست رکعت تراویح را اختیار نموده است. (بدایة المجتهد لابن رشد: ۱/۲۱۹ كِتَابُ الصَّلَاةِ الثَّانِي؛ الْبَابُ الْخَامِسُ فِي قِيَامِ رَمَضَان)

قول دوم امام مالک رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ  سی و شش رکعت است که بیست رکعت آن نماز تراویح و شانزده رکعت باقیمانده آن نفل می باشد كه در نشست های بعد چهارچهار رکعت تراویح می خواندند. (الحاوی للفتاوی: ۱/۳۳۶)

 

امام محمد بن ادریس شافعی رحمة الله علیه:

امام شافعی رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ می فرماید: قَالَ: وَأَحَبُّ إِلَيَّ عِشْرُونَ … وَكَذَلِكَ يَقُومُونَ بِمَكَّةَ. ترجمه: من بیست رکعت را می پسندم و در مکه معظمه نیز بیست رکعت می خوانند. (قيام رمضان للمَرْوَزِي: ص ۲۲۲ بَابُ عَدَدِ الرَّكَعَاتِ الَّتِي يَقُومُ بِهَا الْإِمَامُ لِلنَّاسِ فِي رَمَضَان) 

 

امام شافعی رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ در جای دیگری می فرماید:

وَهَكَذَا أَدْرَكْتُ بِبَلَدِنَا بِمَكَّةَ يُصَلُّونَ عِشْرِينَ رَكْعَةً. ترجمه: من در شهر خود مکه، مردم را با ادای بیست رکعت تراویح یافتم. ( جامع الترمذی: ۳/۱۶۰ حدیث ۸۰۶ أَبْوَابُ الصَّوْمِ؛ بَابُ مَا جَاءَ فِي قِيَامِ شَهْرِ رَمَضَان)

 

امام احمد بن حنبل رحمة الله علیه:

علامه ابن قُدامۀ حنبلی رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ ترجمان ممتاز فقه حنبلی می نویسد: وَالْمُخْتَارُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ رَحِمَهُ اللهُ فِيهَا عِشْرُونَ رَكْعَةً. وَبِهَذَا قَالَ الثَّوْرِيُّ، وَأَبُو حَنِيفَةَ، وَالشَّافِعِيُّ. ترجمه: مذهب مختار نزد امام ابو عبد الله (احمد بن حنبل) رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ بیست رکعت تراویح است، و امام سفیان ثَوری رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، امام ابوحنیفه رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ و امام شافعی رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ نیز قائل بر بیست رکعت تراویح اند. (المغنی لابن قدامة الحنبلی: ۲/۱۲۳ مسألة ۱۰۹۴ مَسْأَلَةَ قِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ عِشْرُونَ رَكْعَة)

 

تعدادرکعت های نماز تراویح در روایات اسلامی :

در روایت امام بخاری تعداد رکعات نماز أبی بن کعب را ذکر نکرده است و در روایت های دیگری تعداد رکعات های نماز تراویح را در بین ۱۱ و ۱۳ و ۲۱ رکعت( با وتر) ذکر شده است. حافظ ابن حجر می گوید احتمال دارد این تفاوت تعداد رکعات ناشی از طولانی و کوتاه بودن قرائت و نماز بوده است به گونه ای که هر چه قرائت طولانی تر بوده است تعداد رکعات کمتر بوده است.

گفته اند آنان سوره های طولانی را در نماز می خواندند، به گونه ای که به خاطر طولانی بودن نماز بر عصا تکیه می کردند.

در زمان عمر بن عبد العزیز در مدینه ۳۶ رکعت تراویح و ۳ رکعت وتر می خواندند. امام شافعی می گوید: در مدینه دیدم که ۳۹ رکعت می خواندند و در مکه ۲۳ رکعت و هیچ کدام ان هم ممانعتی ندارد.

و بعضی از سلف و گذشتگان ۴۰ رکعت نماز تراویح هم خوانده اند.(تفصیل موضع را میتوان در کتاب فتح الباری به تفصیل مطالعه فرماید).

خواننـدۂ محترم!

تا زمانی که نماز دارای خشوع و آرامش است، هیچ کدام از این تعداد رکعت ها همچنان که امام شافعی گفت اشکالی ندارد و شایسته نیست کسی دیگری را رد کند.

اگر میخواهد ۱۱ رکعت نماز تراویح بخواند او از روش رسول الله صلی الله علیه وسلم پیروی کرده است. طوریکه در حدیثی بی بی عائشه ( رض ) این موضوع با تمام صراحت بیان گردیده است که : «پیامبرصلی الله علیه وسلم در رمضان و غیر رمضان از ۱۱ رکعت بیشتر نمی خواند.» ( امام بخاری و دیگران این حدیث را روایت کرده اند. ).

کسی که ۲۳ رکعت نماز تراویح میخوانند ، از آنچه در زمان حضرت عمر ( رض ) رایج بوده است پیروی کرده است و ما در احادیثی متعدادی مکلف شده ایم که : از سنت و روش خلفاء راشدین متابعت کنیم.

و کسی که ۳۹ یا ۴۱ رکعت نماز تراویح میخواند نیز از عمل اهل مدینه در خیر القرون پیروی کرده است.

از یاد باید نبریم که نماز بهترین عبادت است، ولی تعداد رکعات نماز شب در رمضان و غیر رمضان تعیین و تحدید نشده است. لذا کسی نمی تواند بر کسانی که ۲۰ رکعت نماز تراویح میخواند ، انتقاد نماید .که گویا اینان با سنت پیامبرصلی الله علیه وسلم مخالفت کرده اند .

و هم چنین نمی توان بر کسانی که ۸ رکعت نماز تراویح میخوانند انتقاد واعتراض نمود که گویا اینان مخالف با سلف و خلفاء عمل می کنند.

گرچه بنظر من بهتر خواهد بود که مطابق به روش پیامبر صلی الله علیه وسلم باید نماز تراویح خویش را بجا ء اوریم ، چون خداوند جز بهترین را برای پیامبر راضی نمی شود و آن ۱۱ رکعت با وتر همراه با طولانی کردن قرائت و نماز می باشد.

ولی امروز ما شاهد هستیم که در برخی از مساجد نمازگزاران ما در ماه مبارک رمضان نماز تراویح را با چنان سرعت میخوانند که حد اقل خشوع وخضوع درآن مراعات نمیگردد.

در حالیکه خداوند پروردگار با عظمت ما می فرماید:« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ، الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ » (سوره مؤمنون- ۱و۲).

شیخ الاسلام ابن تیمیه در خصوص مشروعیت و صحت همه این حالت ها و تعداد رکعت ها سخنان کامل و سودمندی دارد. ایشان می گوید:

(ثابت شده است که أبی بن کعب ۲۰ رکعت تراویح و ۳ رکعت وتر را امامت  می کرده است، لذا بسیاری از علماء معتقدند که این تعداد رکعت سنت است، چون أبی بن کعب در میان مهاجرین و انصار نماز خوانده است و هیچ کدام از آنها ایراد وانتقادی در مورد نگرفته اند و هیچ یکی از صحابه هم کار أبی بن کعب را انکار نکرده اند.

برخی دیگر از علماء با توجه به عمل گذشتگان اهل مدینه، ۳۹ رکعت نماز تراویح را مستحب می دانند. 

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

نماز تراویح و تسبیحات تراویح

سُبحانَ اللهِ المَلِکِ القُدّوسِ سُبحانَ ذِی المُلکِ وَ المَلَکوتِ

سُبحانَ ذِی العِزَّتِ وَ العَظَمَتِ وَ الهِیبَتِ وَ القُدرَتِ وَ الجَلالِ وَ الجَمالِ وَ الکَمالِ وَ الکِبریاءِ وَ الجَبَروتِ

سُبحانَ اللهِ المَلِکِ الحَیِّ الَّذِی لا یَنامُ وَ لا یَموتُ سُبّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنا وَ رَبُّ المَلائِکَتِ وَ الرّوح، نَستَغفِرُ اللهَ وَ نَسئَلُکَ الجَنَّتَ وَ نَعوذُ بِکَ مِنَ النّارِ بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

آیا اذکار مشخصی پس از هر دو رکعت نماز تراویح وجود دارد که خواندن آنها سنت باشد؟

الحمدلله،

اذکار جزو عبادات محسوب می شود، و قاعده در عبادات چنین است که: هر نوع عمل و گفتاری که بعنوان عبادت انجام می شود ممنوع است مگر آنکه جواز آن از سوی شرع (قرآن و احادیث صحیح) وارد شده باشد.

بنابراین جایز نیست که اذکار و اورادی را قبل یا بعد از نماز خواند، مگر آنکه خواندن آن اذکار در محل و وقت خود مجوز شرعی داشته باشند. و با وجود آنکه پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصحابش نماز شب و تراویح  را به تنهایی یا بصورت جماعت می خواندند، اما دیده نشده یا در هیچ حدیث صحیحی وارد نشده که در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین بعد از هر دو یا چهار رکعت نماز تراویح اذکار خاصی را خوانده باشند، و همچنین هیچیک از علما و ائمه اربعه ذکر نکرده اند که خواندن اذکاری بعد از نماز تراویح جزو سنت باشد.

شیخ محمد عبدری مشهور به ابن الحاج در کتابش “المدخل” گفته: «بر امام لازمست تا از آنچه که (بعضی از مردم) بعد از هر دو رکعت نماز تراویح ابداع کرده اند و صدای خود را (با خواندن آن اذکار) بالا می برند، اجتناب کند.. چرا که همه آنها بدعت هستند، و همچنین نهی کند از این گفته ی موذن که بعد از هر دو رکعت نماز تراویح می گوید: ” الصلاة یرحمکم الله ” چرا که این قول هم بدعت است، و بدعت در دین ممنوع است، و بهترین هدایت، روش محمد صلی الله علیه وسلم و سپس خلفای بعد او و سپس صحابه رضوان الله علیهم أجمعین است، و از هیچیک از سلف ذکر نشده که چنین انجام داده باشد پس ما هم بر راه آنها خواهیم بود».‏ ” المدخل “(۲ / ۲۹۳ ، ۲۹۴).‏

و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «من أحدث فی أمرنا ما لیس منه فهو ردّ». متفق علیه

«هر کس چیزی را در دین ما ایجاد کند که جزو آن نیست ، مردود است واز او پذیرفته نمی شود.

در روایت دیگر فرمودند: «من عملَ عملاً لیس علیه أمرنا فهو ردّ».

 «هرکس کاری کند که مطابق دین و سنت ما نباشد ،مردود است».

و عبدالله ابن عمر رضی ﷲ عنهما شاگرد مکتب نبوی صلی الله علیه وسلم چنین فرموده اند:

«کل بدعة ضلالة وإن رآها الناس حسنة»

«هر بدعتی گمراهی است اگر چه مردم آنرا خوب ببینند». ( دارمی آن را با سند صحیح روایت کرده است).

البته قابل ذکر است که هر نمازگزاری می تواند بعد از پایان نمازش دعا کند و یا سوره ای از قرآن بخواند، و یا خدایش را ذکر و یاد کند، البته بشرطیکه سوره یا ذکر خاصی را تعیین نکند بگونه ایکه بعد از پایان نمازش آن اذکار و یا سوره را بخواند، بلکه گهگاهی آنرا ترک کند و گاهی سوره یا ذکر دیگری بخواند، و بر یک سوره یا ذکر خاص استمرار و مداومت نداشته باشد، و بصورت گروهی و جماعی ذکر و سوره خاصی را نخوانند، در اینصورت است که عمل او بدعت نخواهد شد.

نکته: سنت است که بعد از هر بار سلام دادن از نماز وتر، سه بار ذکر « سُبْحَانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ ‏» را خواند. از ابی بن کعب رضی الله عنه روایت شده که گفت: « کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقْرَأُ فِی الْوِتْرِ بِسَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى وَقُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ وَقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَإِذَا سَلَّمَ قَالَ : سُبْحَانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ ، سُبْحَانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ ، سُبْحَانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ ، وَرَفَعَ بِهَا صَوْتَهُ» . أحمد (۱۴۹۲۹) أبو داود (۱۴۳۰) و نسائی (۱۶۹۹) و صححه الألبانی فی صحیح النسائی (۱۶۵۳) .

یعنی: رسول خدا صلی الله علیه وسلم در نماز وتر سوره سبح اسم ربک الاعلی و قل یا ایها الکافرون و قل هو الله احد می خواند، و هرگاه سلام می دادند می گفت: سُبْحَانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ ، سُبْحَانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ ، سُبْحَانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ، و در هنگام خواندن صدایش را بالا می برد.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلى آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

مسائل نماز تراویح

فضیلت تراویح:

رسول خدا صلّی الله علیه وسلّم فرمودند: کسی که در شبهای ماه مبارک رمضان از جهت ایمان وطلب ثواب، قیام نمود (تراویح خواند) گناهان گذشته او بخشیده می شود.(البخاری)

حکم تراویح:

اداء ۲۰ رکعت نفل در هر شب ماه مبارک رمضان به نیّت تراویح بر هر مرد و زن مکلّف، سنّت موکّده می باشد، مریض و مسافر هم اگر در اداء آن دچار مشقّت نشوند، اداء آن بر ایشان افضل است.

حکم تراویح با جماعت در مسجد:

اداء تراویح در مسجد، باجماعت سنّت موکّده علی الکفایه است، یعنی اگر در مسجدی،تراویح با جماعت خوانده نشود، همه اهالی آن محلّه، گنهکار خواهند شد، امّا اگر برخی در مسجد با جماعت و بعضی در خانه هایشان بخوانند، بسبب ترک تراویح در مسجد گنهکار نخواهند شد، البتّه افرادی که در خانه هایشان تراویح می خوانند، از فضیلت بزرگ مسجدو جماعت محروم خواهند شد.

وقت اداء نماز تراویح:

وقت تراویح، بعد از فرض عشاء شروع می شود و تا صبح صادق ادامه دارد. لذا اگر شخصی قبل از فرض عشاء تراویح خواند، درست نیست، و باید بعد از فرض عشاء نماز تراویح را دوباره بخواند، پس اگر کسی به مسجد آمد و نماز فرض خوانده شده بود و امام و مردم ،مشغول خواندن تراویح بودند،  ابتدا فرض عشاء و دو رکعت سنّت آنرا جداگانه بخواند و سپس با جماعت شریک شود و آن مقدار از رکعات تراویح را که  همراه امام نبوده است، در ترویحه (نشستن های  مابین هر ۴رکعت تراویح) و  قبل و یا بعد از وتر بخواند.

حکم ختم قرآن مجید در تراویح:

ختم کل قرآن مجید در نماز تراویح نزد اکثر علماءاحناف سنّت موکّده است و نزد بعضی از آنان سنّت غیر موکّده می باشد، لذا نباید بخاطر تنبلی و کسالت مردم،ختم قرآن مجید ترک شود، وهمچنین مستحب است که قرآن مجید در شب ۲۷ رمضان ختم شود.

روش اداء نماز تراویح:

پس از اداء نماز فرض و سنّت عشاء، بیست رکعت تراویح با ده سلام، ادا می شود و در هر دو رکعت، سلام داده می شود و بعد از هر چهار رکعت، پس از سلام، مقداری می نشینند(بهتر این است که به اندازه ی ادای چهار رکعت تراویح باشد) و در این لحظات به خواندن درود شریف و یا ذکری دیگر مشغول شوند و مستحب است که این تسبیح و دعا خوانده شود: سُبحانَ ذِی المُلکِ وَ المَلَکُوت، سُبحانَ ذِی العِزّةِ وَ العَظَمَةِ وَ الهَیبَةِ وَ القُدرَةِ وَ الکِبرِیاءِ وَ الجَبَرُوت، سُبحَانَ المَِلکِ الحَیِّ اَّلذِی لایَنامُ وَ لایَمُوتُ، سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنا وَ رَبُّ المَلئِکَةِ وَ الرُّوح، َالّلهُمَّ اَجِرنِی مِنَ النّار، یا مُجِیرُ، یا مُجِیرُ، یامُجِیرُ.

متفرقات:

۱- اقتدا به حافظ نابالغ، در تراویح و غیر آن، جائز نیست و همچنین اقتدا به امامی که ریش خود را از یک قبضه کوتاه تر می کند یا(العیاذ بالله) می تراشد نیز جائز نیست.

۲- پس از ختم قرآن در نماز تراویح، اگر چند شبی از ماه مبارک رمضان باقی بماند، تراویح باید در شبهای بعد نیز خوانده شود، زیرا خواندن تراویح در تمام شبهای ماه مبارک رمضان سنت موکّده است.

۳- گرفتن اجرت معین و یا متعارف برای حفاظ قرآن مجید در إزای تلاوت در تراویح،  جائز نیست گیرنده و دهنده، از ثواب تلاوت وصدقه محروم می شوند، البته اگر مبلغی بدون قرار قبلی، و معروف  بودن و بدون توقّع حافظ،  به عنوان هدیه به او داده شود، اشکالی ندارد.

۴- سریع خواندن قرآن مجید در تراویح به گونه ای که آیات قرآن شکسته خوانده شود و نماز گذاران چیزی متوجه نشوند، ممنوع می باشد، البته چنان طولانی نشود که سبب تنفر مردم از نماز جماعت گردد.

۵- نماز تراویح برای زنان نیز مانند مردان سنت موکّده است و زنان در خانه آن را باید ادا کنند. 

گردآورنده: مفتی عبدالله مردانی

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/04/20696335843535855712.gif

صلاة التراویح (۳) 

 

      سخنی چند درباره استحباب جماعت در تراویح  

 

امروزه عالمان آگاه به سنت، در مشروعیت نماز تراویح با جماعت در شب های رمضان شکی ندارند؛ نمازی که بنا بر دلایل سه گانه ی زیر به نماز تراویح مشهور شده است:

الف- پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم جماعت تراویح را تأیید کرده است.

ب- آن را بر پای داشته است.

ج- فضیلتش را ذکر کرده است.  

(الف)

تأیید نماز تراویح توسط پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم از حدیث ثعلبه بن ابی مالک قرظی ثابت می گردد، او می فرماید: «خرج رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ذات لیلة فی رمضان، فرای ناساً فی ناحیة المسجد یصلون، فقال: ما یصنع هولاء؟ قال قائل: یا رسول الله هولاء ناس لیس معهم قرآن و ابی بن کعب یقرا و هم معه یصلون بصلاته، فقال: قد احسنوا او: قد اصابوا، و لم یکره ذلک لهم»(۱)

«در یکی از شبهای رمضان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بیرون شد و دید که گروهی در گوشه ی مسجد نماز می خوانند، پرسید: که آنها چه می کنند؟ یکی گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، آن ها افرادی اند که قرآن نمی دانند و ابی بن کعب قرآن می خواند، آنها با او نماز می خوانند، پیامبرص فرمود: کار خوبی می کنند، و یا فرمود: به حق رسیدند، و این را برای آنها ناپسند ندانست».

(ب)

 در اینکه خود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم این نماز را با جماعت برگزار نموده است، احادیث متعددی آمده است:

۱- از نعمان بن بشیررضی الله عنه روایت است که فرمودند: «قُمْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَیْلَةَ ثَلَاثٍ وَعِشْرِینَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَى ثُلُثِ اللَّیْلِ الْأَوَّلِ ثُمَّ قُمْنَا مَعَهُ لَیْلَةَ خَمْسٍ وَعِشْرِینَ إِلَى نِصْفِ اللَّیْلِ ثُمَّ قَامَ بِنَا لَیْلَةَ سَبْعٍ وَعِشْرِینَ حَتَّى ظَنَنَّا أَنْ لَا نُدْرِکَ الْفَلَاحَ قَالَ وَکُنَّا نَدْعُو السُّحُورَ الْفَلَاحَ» (۲)

«با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شب بیست و سوم رمضان را تا یک سوم شب نماز گزاردیم، و سپس شب بیست و پنجم را تا نیمه شب نماز گزاردیم و سپس شب بیست و هفتم را آن قدر به قیام پرداخت که گمان نمودیم «فلاح» را در نمی یابیم، سپس فرمود: که ما به سحری «فلاح» می گفتیم».

حاکم این حدیث را صحیح دانسته و گفته است: این دلیل واضحی بر سنت بودن برگزاری نماز تراویح در مساجد مسلمانان است. علی بن ابی طالب رضی الله عنه، عمربن خطاب رضی الله عنه را به برپایی این سنت تشویق می نمود تا اینکه عمررضی الله عنه آن را به اجرا درآورد.

۲- از انسt روایت است که فرمود: «کَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یُصَلِّی فِی رَمَضَانَ فَجِئْتُ فَقُمْتُ خَلْفَهُ قَالَ وَجَاءَ رَجُلٌ فَقَامَ إِلَى جَنْبِی ثُمَّ جَاءَ آخَرُ حَتَّى کُنَّا رَهْطًا فَلَمَّا أَحَسَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّا خَلْفَهُ تَجَوَّزَ فِی الصَّلَاةِ ثُمَّ قَامَ فَدَخَلَ مَنْزِلَهُ فَصَلَّى صَلَاً لَمْ یُصَلِّهَا عِنْدَنَا قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحْنَا قَالَ قُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ أَفَطِنْتَ بِنَا اللَّیْلَةَ قَالَ نَعَمْ فَذَاکَ الَّذِی حَمَلَنِی عَلَى الَّذِی صَنَعْتُ» (۳)

«پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در رمضان نماز می خواند که من آمدم و کنار ایشان برای نماز ایستادم، سپس فرد دیگری آمد، و سپس شخص دیگری، تا اینکه گروهی گشتیم، چون رسول خدا احساس نمود که ما پشت سرش ایستاده ایم نماز را کوتاه خوانده و به منزلش رفت، چون به منزل رفت، نمازی خواند که با ما نخوانده بود. وقتی صبح شد، گفتیم: ای رسول خدا ص! آیا شب گذشته، حضور ما را احساس نمودی؟ فرمود: آری! همان باعث شد تا آن کار را انجام دهم».

۳- از عایشه رضی الله عنها روایت است که: مردم در مسجد النبی در شب های رمضان به طور پراکنده نماز می خواندند؛ گاهی با امامت یک نفر که چند سوره از قرآن حفظ داشت پنج یا شش نفر و یا کمتر و یا بیشتر نماز می خواندند. رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شبی به من دستور داد تا حصیری را جلوی خانه ام پهن کنم، من این کار را انجام دادم. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پس از نماز عشا بیرون آمد، و کسانی که در مسجد جمع شده بودند نیز آمدند و همراه پیامبر تا پاسی از شب نماز خواندند. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم برگشته و به خانه آمدند و حصیر را در جایش رها نمودند. چون صبح شد مردم درباره ی امامت نماز پیامبر برای کسانی که با وی دیشب در مسجد بودند صحبت می کردند. سپس مردم زیادتر آمدند و مسجد شلوغ شد، در شب دوم نیز رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم با مردم نماز خواندند. و چون صبح شد و مردم درباره ی آن صحبت نمودند، بر تعداد افزوده شد تا اینکه مسجد پر شد. شب سوم نیز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با مردم نماز خواند، چون شب چهارم فرا رسید، افراد آن قدر زیاد شدند که در مسجد جایی نبود. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به همراهشان نماز عشا را خوانده و به خانه برگشت. مردم همان جا ماندند، عایشه رضی الله عنها می گوید: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به من گفت: مردم را چگونه می بینی؟ گفتم: ای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، شنیده اند که شما دیشب با کسانی که در مسجد بوده اند نماز خوانده اید، به خاطر این جمع شدند تا با آن ها نیز نماز بخوانید، پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمود: ای عایشه! حصیرت را جمع کن، عایشه رضی الله عنها می گوید: حصیر را جمع نمودم. رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم با اینکه متوجه مردم بود شب را گذراند و مردم هم جای خودشان ماندند، عده ای از آنان (الصلاة) می گفتند، تا اینکه پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم به نماز صبح رفت، چون نماز صبح پایان یافت روبه مردم نموده و بعد از حمد و ثنا فرمود: ای مردم! به خدا قسم! من شبم را بی خبر از شما نگذرانده ام و بودن شما از من مخفی نمانده بود، لیکن ترسیدم بر شما فرض شود».

و در روایت دیگری آمده است: «ترسیدم از اینکه نماز شب بر شما فرض شود و شما از عهده اش بر نیایید، پس آن اندازه عمل کنید که توان دارید، زیرا خداوند خسته نمی شود، ولی شما خسته می شوید». و در روایتی دیگر چنین آمده که زهری می گوید: «رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وفات یافت و مردم بر این منوال بودند، در خلافت ابوبکررضی الله عنه و اوایل خلافت عمررضی الله عنه نیز بر همین منوال بودند». (۴)

بنده می گویم: تمام این احادیث به صراحت بر مشروعیت نماز تراویح به صورت دسته جمعی دلالت می کنند، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در آن شب ها نماز را پیاپی با جماعت خواند. شب چهارم که ترک نمود ـ همان گونه که در این حدیث آمده ـ منافاتی با ادای آن با جماعت ندارد، زیرا پیامبر الله صلی الله علیه و آله وسلم علتش را چنین بیان نمود: «خَشِیتُ أَنْ تُفْرَضَ عَلَیْکُمْ» «ترسیدم بر شما فرض گردد».

شکی نیست که این ترس با وفات پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم و تکمیل دین برطرف شده است و معلول (ترک جماعت) نیز برطرف می گردد و حکم (مشروعیت تراویح با جماعت) باقی می ماند. بدین سبب بود که عمربن خطاب رضی الله عنه آنرا احیا نمودند ـ چنانکه گذشت و دوباره نیز خواهد آمد ـ و جمهور علما نیز بر همین نظریه اند.

۴- از حذیفه بن یمان رضی الله عنه روایت شده است که فرمود: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در شبی از رمضان بر کلبه ای از شاخه های نخل یک سطل آب ریخت، سپس برای نماز ایستاده و گفت: «اللَّهُ أَکْبَرُ (سه مرتبه) ذَا الْمَلَکُوتِ وَالْجَبَرُوتِ وَالْکِبْرِیَاءِ وَالْعَظَمَةِ» سپس سوره ی بقره را خوانده و به رکوع رفت، و رکوعش مانند قیامش طولانی بود و در رکوع به اندازه ی قیام «سبحان ربی العظیم، سبحان ربی العظیم» می گفت، سپس سر را از رکوع بلند نموده و به اندازه رکوع ایستاده و فرمود «لربی الحمد»، سپس سجده نموده و به اندازه ی قیامش در سجده مکث کرده و «سبحان ربی الاعلی» می گفت، سپس سر را از سجده بلند نموده و بین دو سجده به اندازه ی سجده نشسته و «رب اغفرلی، رب اغفرلی» می گفت، سپس به سجده رفته و در سجده به اندازه ی قیام مکث نموده و «سبحان ربی الاعلی» می گفت. بدین ترتیب چهار رکعت نماز خواند که در آنها سوره های بقره، آل عمران، نساء، مائده و انعام را خواند. این نماز ادامه داشت تا اینکه بلال آمده و به وی خبر داده که وقت نماز صبح فرا رسیده است. (۵)

(ج)

 دلیل فضیلت تراویح، روایتی است که ابوذررضی الله عنه نقل می نماید؛ وی چنین می گوید: « روزه گرفتیم، رسول خدا ص برای ما نماز نخواند، تا اینکه هفت شب از ماه رمضان باقی ماند، آن گاه برای ما تا یک سوم شب نماز گزارد، سپس در شب ششم با ما نماز نخواند، ولی پنج شب به آخر مانده با ما نماز خواند یا اینکه نیمی از شب گذشت، گفتیم: ای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم چه می شد که بقیه ی شب ها را نیز با ما نماز می خواندی؟ فرمود: هر کس با امام نماز شب گزارد تا اینکه نماز تمام شود، برای او ثواب قیام تمام شب نوشته می شود، سپس برای ما نماز نخواند تا اینکه سه شب از ماه باقی ماند، آن گاه برای ما نماز اقامه نمود و خانواده و همسرانشان را نیز فراخواند و با ما نماز شب گزارد تا اینکه از فوت «فلاح» ترسیدیم، گفتم: فلاح چیست؟ فرمود: سحری. (۶) 

آنچه در این حدیث مورد نظر بوده و از آن دلیل می گیریم جمله ی «من قام مع الامام»، هر کس که با امام نماز شب گزارد، می باشد. زیرا این به طور واضح بر فضیلت نماز شب در رمضان به همراه امام دلالت دارد. و این حدیث آنچه را که ابوداوود در «المسائل» صفحه ی ۶۲ ذکر کرده تأیید می نماید؛ که ایشان گفته است: شنیدم که به امام احمد گفته شد: نزد شما اگر کسی در رمضان با جماعت نماز بخواند پسندیده تر است یا به تنهایی؟ فرمود: با مردم نماز بخواند، و نیز از ایشان شنیدم که فرمود: این را می پسندم که فرد با امام نماز تراویح بخواند و نیز به همراهش وتر بخواند، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است: وقتی با امام نماز شب می گزارد، تا نماز تمام و یا از نماز فارغ شود، خداوند برایش ثواب بقیه شب را می نویسد.

همانند وی ابن نصر این مطلب را از احمد در صفحه ی ۹۱ ذکر نموده است. سپس ابوداوود می گوید: به امام احمد گفته شد ـ در حالیکه من هم می شنیدم ـ: آیا فرد می تواند نماز شب یعنی تراویح را در آخر شب بخواند؟ گفت: نه، روش مسلمانان برای من محبوب تر و پسندیده تر است.(۷)

 

پاورقی ها

 (۱) این حدیث را بیهقی ۲/۴۹۵ روایت نموده و گفته است که مرسل حسن است. آری این حدیث به صورت متصل از طریق دیگری از ابوهریرهt با سندی بدون اشکال در متابعات و شواهد روایت شده که آن را ابن نصر در قیام اللیل صفحه ی۹۰ و ابوداوود ۱/۲۱۷ و بیهقی روایت نموده اند.

 (۲) این حدیث را ابن ابی شیبه در المصنف ۲/۹۰/۲، ابن نصر در صفحه ی ۸۹ و نسائی ۱/۲۳۸، احمد ۴/۲۷۲ و فریابی در بحث چهارم و پنجم کتاب الصیام ۷۲/۲-۷۳/۱ روایت نموده اند. سند این حدیث صحیح است و حاکم آن را در ۱/۴۴۰ صحیح دانسته است.

(۳) این حدیث را امام احمد ۳/۱۹۹-۲۱۲-۲۹۱ و ابن نصر در صفحه ی ۸۹ با دو سند صحیح روایت نموده اند و طبرانی در الاوسط همانند آن را روایت نموده است چنانکه در الجمع ۳/۱۷۳ نیز آمده است. گمان می کنم در صحیح مسلم نیز آمده است. به آن مراجعه شود.

 (۴) این حدیث را بخاری ۳/۸-۱۰،۴/۲۰۳،۲۰۵، مسلم ۲/۱۷۷،۱۷۸،۱۸۸،۱۸۹، ابوداوود ۱/۲۱۷، نسائی ۱/۲۳۸، فریابی در الصیام ۷۳/۲، ۷۴/۱ـ ۷۵/۱و ابن نصر و احمد ۶/۶۱، ۱۶۹، ۱۷۷۷، ۱۸۲، ۲۳۲، ۲۶۷ روایت نموده اند. الفاظ از دو امام اخیر است. آنچه در روایت آمده که «والامر علی ذلک» (مردم بر همین منوال بوده اند)، حافظ ابن حجر می گوید: یعنی بر منوال ترک جماعت در تراویح، و من می گویم: بهتر این است که گفته شود یعنی بر نماز خواندن با جماعت به صورت متفرق، چنانکه اول حدیث بر این دلالت دارد، یعنی آنها همواره آن نماز را با جماعت می خواندند، اما پشت سر چند امام ، و تأیید این مطلب در حدیث احیای این سنت توسط عمر خواهد آمد.

(۵) این حدیث را ابن ابی شیبه ۲/۹۰/۲، ابن نصر صفحه ی ۸۹-۹۰، نسائی ۱/۲۴۶، احمد ۵/۴۰۰ و از آن ترمذی ۱/۳۰۳ از طریق طلحه بن یزید انصاری از حذیفه روایت نموده اند که در روایت بعضی از آنها الفاظ زیادتری وجود دارد، و نیز ابن ماجه ۱/۲۹۰ و حاکم ۱/۲۷۱ روایت نموده اند. حاکم آنرا صحیح دانسته و ذهبی نیز تاییدش نموده است و راویان آن ثقه اند، ولی نسائی آنرا معلول دانسته و گفته که مرسل است، زیرا طلحه بن یزید به نظرش از حذیفه چیزی نشنیده است. ولی بنده می گویم که آنرا عمروبن مره از ابوحمزه که همان طلحه بن یزید باشد و آواز فردی از قبیله ی عبس که به نظر شعبه، صله بن زفر است و او از حذیفه روایت نموده است. این روایت را نیز ابوداوود ۱/۱۳۹/۱۴۰، نسائی ۱/۱۷۲، طحاوی در مشکل الآثار ۱/۳۰۸، طیالسی ۱/۱۱۵، بیهقی ۲/۱۲۱ـ۱۲۲، احمد ۵/۳۹۸ و بغوی در حدیث علی بن جعد با سند صحیح ۱/۴/۲ روایت نموده اند و امام مسلم نیز ۲/۱۸۲ از طریق مستورد بن احنف با مقداری زیادت و کاستی، تغییری از صله بن زفر روایت نموده است.

(۶) این حدیث را ابن ابی شیبه ۲/۹۰/۲، ابوداوود ۱/۲۱۷، و ترمذی ۲/۷۲-۷۳ روایت نموده و آنرا صحیح دانسته است. و نسائی ۱/۲۳۸، ابن ماجه ۱/۳۹۷، طحاوی در شرح معانی الاثار ۱/۲۰۶، ابن نصر در صفحه ی ۸۹۱ و فریابی ۷۱/۱-۷۲/۲ و بیهقی ۲/۴۹۴ روایت نمودند و سندهایشان صحیح است.

(۷) مقصود شان این است که در اول شب و با جماعت خواندن تراویح از تأخیر نمودن تا به آخر شب و تنها خواندن بهتر است، گرچه برای تأخیر خواندن فضیلت خاصی وجود دارد ولی با جماعت خواندن بهتر است، زیرا در آن شبهایی که پیامبر با مردم در مسجد نماز خواند همان گونه که در حدیث عایشه و غیره ذکر شد با جماعت بوده است. بدین سبب است که از زمان عمر تا به حال مسلمانان به این روش عمل کرده اند.

http://sobhan1352.ir/wp-content/uploads/2016/03/gif-jodasaz6.gif

نماز تراویح چه فضیلتی دارد؟

پاسخ:

الحمدلله

اول اینکه:

نماز تراویح به اتفاق علما یک سنت مستحب است و جزو نماز شب (قیام اللیل) به حساب می‌آید، بنابراین همه‌ی ادله‌ای که در کتاب و سنت برای ترغیب در نماز شب و فضیلت آن بیان شده شامل نماز تراویح نیز می‌شود. برخی از این فضایل را در پاسخ به سوال (۵۰۰۷۰) بیان کرده‌ایم.

ثانیا:

قیام رمضان از بزرگترین عباداتی است که بنده در این ماه می‌تواند با آن به خداوند نزدیک شود.

حافظ ابن رجب ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «بدان که برای مومن در ماه رمضان دو جهاد با نفس یکجا می‌گردد: جهادی در روز با روزه، و جهادی دیگر در شب با نماز، پس هر که این دو جهاد را یکجا نماید پاداش خود را بدون حساب دریافت خواهد داشت».

همینطور برخی احادیث به طور خاص درباره‌ی قیام رمضان و بیان فضیلت آن وارد شده، از جمله:

حدیثی که بخاری (۳۷) و مسلم (۷۵۹) از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «هر که رمضان را از روی ایمان و احتساب به نماز ایستد گناهان گذشته‌اش آمرزیده می‌شود».

«هر که رمضان را به نماز ایستد» یعنی شب‌های آن را نماز گزارد.

«از روی ایمان» یعنی باور به وعده‌ی الله و ثواب وی.

«و احتساب» یعنی از روی درخواست اجر وی نه هدف دیگری مانند ریا یا مانند آن.

«گناهان گذشته‌اش آمرزیده می‌شود» ابن منذر قطعا این را شامل گناهان کبیره و صغیره می‌داند، اما نووی می‌گوید: آنچه نزد فقها معروف است این است که این خاص به مغفرت گناهان صغیره است نه کبیره. برخی گفته‌اند: جایز است که در صورت نبودن صغایر از گناهان کبیره کم کند. (فتح الباری)

ثالثا:

شایسته است مومن در ده شب پایانی رمضان بیش از دیگر اوقات برای عبادت تلاش کند زیرا شب قدر که خداوند آن را بهتر از هزار ماه می‌داند در این شب‌ها واقع است.

در فضیلت قیام این شب، پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌فرماید: «هر که شب قدر را از روی ایمان و احتساب به نماز ایستد گناهان گذشته‌اش آمرزیده می‌شود» بخاری (۱۷۶۸) و مسلم (۱۲۶۸).

به همین سبب «رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ در ده شب پایانی تلاشی می‌کرد که در دیگر اوقات نمی‌کرد» به روایت مسلم (۱۱۷۵).

بخاری (۲۰۲۴) و مسلم (۱۱۷۴) از عائشه ـ رضی الله عنها ـ روایت کرده‌اند که گفت: هرگاه ده شب [پایان رمضان] فرا می‌رسید، پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ ازار خود را می‌بست و شبش را زنده نگه می‌داشت و خانواده‌اش را [برای عبادت] بیدار می‌کرد.

منظور از بستن ازار کنایه از تلاش در عبادت است، و برخی گفته‌اند این کنایه از دوری از زنان است و احتمال دارد هر دو معنی مورد نظر باشد.

«شبش را زنده نگه می‌داشت» یعنی در طاعت پرورگار با نماز و دیگر عبادات.

امام نووی ـ رحمه الله ـ می‌گوید:

از این حدیث دانسته می‌شود که افزودن بر عبادت در ده شب پایان رمضان مستحب است و شب زنده‌داری آن با عبادات نیز مستحب است.

چهارم:

شایسته است که مومن تلاش کند این نماز را به جماعت برپا بدارد و تا پایان نماز با امام باقی بماند زیرا در این صورت ثواب نماز یک شب کامل را به دست خواهد آورد اگرچه بخش کمی از شب را نماز بگزارد و الله متعال دارای فضلی بس عظیم است.

امام نووی ـ رحمه الله ـ می‌گوید:

«علما بر استحباب نماز تراویح متفق هستند و در این اختلاف دارند که کدام بهتر است؟ اینکه در خانه‌اش نماز بگزارد یا در مسجد به جماعت؟ شافعی و جمهور اصحاب وی و ابوحنیفه و احمد و برخی از مالکیان و دیگران گفته‌اند بهتر آن است که آن را به جماعت ادا کنند چنانکه عمر بن الخطاب و صحابه ـ رضی الله عنهم ـ انجام دادند و کار مسلمانان تا امروز بر همین روش ادامه داشته اشت».

ترمذی (۸۰۶) از ابوذر روایت کرده که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «هر که همراه با امام به نماز ایستد تا آنکه امام [نماز را] به پایان رساند، برایش نماز یک شب نوشته می‌شود» آلبانی در صحیح سنن ترمذی این روایت را صحیح دانسته است.

والله اعلم